توضيحات مربوط به رسالهء وحى « 1 »
1 . منظور اين است كه مانعى ندارد كسى منفعت فرد را در منفعت اجتماع بداند ، از اين نظر كه فرد از اجتماع جدا نيست و مصالح و منافع او منطبق بر مصالح و منافع او منطبق بر مصالح و منافع اجتماعى است ، ولى در هر حال ، انسان اجتماع و مدنيت نمىخواهد ، بلكه به خاطر منافع خويش مىخواهد . . . .
2 . در كتابهاى اجتماعى و حقوقى بحثى دربارهء اصالت فرد ( انديويدواليسم ) و اصالت اجتماع ( كلكتيويسم ) ديده مىشود كه مطابق آن طرفداران اصالت فرد معتقدند كه هر فرد صاحب اختيار و بهترين قاضى منافع خويش است و در تشخيص و تحصيل آنها كاملًا آزاد است ( البته تا آنجا كه مزاحمتى به سايرين نشود ) و در مقابل آنها ، پيروان « مسلك اصالت اجتماع » عقيده دارند كه منافع فرد محكوم منافع اجتماعى است و حكومتها مىتوانند در تمام شئون افراد مداخله كرده و براى آنها مقررات وضع كنند .
از مطالبى كه در اين جا گفته شد روشن مىشود كه اساساً اين بحث بى مورد است ، زيرا اصولًا اجتماع جز يك قرارداد و تعهد طرفينى بيش نيست كه از طرف افراد و به نفع آنها صورت گرفته ، و به طور مسلم پيروى هر فرد از مقررات اجتماعى براى حفظ
هامش
( 1 ) . اين توضيحات از استاد محترم ، آية اللَّه ناصر مكارم شيرازى است