علت قائم است نه معلول علت غير عادى و ما اين مطلب را در جلد اول تفسير الميزان در بحث اعجاز ، به تفصيل به ثبوت رساندهايم . [ 14 ]
10 . نظرياتى چند
1 . از بحثهاى گذشته روشن شد كه نبوت پديده و حادثهاى غير عادى است و سبب آن نيز مانند خودش با خرق عادت تحقق مىيابد .
2 . برهانى كه شعور وحى و حادثهء نبوت را اثبات مىكند وجود خرق را به ثبوت مىرساند و اين جا موضوع اعجاز كه هياهويى در ميان دانشمندان ايجاد كرده و استثنا از قانون عليت شمرده مىشود حل شده و روشن مىشود كه اعجاز انبيا همانند خود نبوت خرق عادتى بيش نيست و ما هرگز دليلى به نفى خرق عادت نداريم ، بلكه چنانكه گفته شد ، برهان بر وجود آن داريم .
3 . نبوت در آغاز پيدايش خود ، براى رفع اختلافات بشر پيدا شده و پيوسته نيز براى همين منظور خواهد بود .
4 . چون تكامل نوع انسان تدريجى است ، نبوت نيز به تدريج تكامل خواهد يافت و هر دعوت دينى تازه از دعوت كهنه و گذشته كاملتر است و با اطلاعاتى كه در دست داريم اين نظريه را بر دعوتهاى دينى موسوى و عيسوى و محمدى عليهم السلام مىتوانيم تطبيق نماييم .
5 . چون كمال وجودى انسان بايد با احتياجات متناهى وجود وى تطبيق پذيرد و اين احتياجات محدودند ، كمال وى نيز محدود است و در نتيجه ، نبوتى كه از هر جهت سعادت انسانى را تأمين كند خاتم دستگاه نبوت بوده و اين در ، ديگر به روى بشر بسته خواهد شد .
اما اين كه آيا چنين نبوتى تا كنون به وجود آمده است ؟ و آيا نبوت پيغمبر اسلام همان نبوت است يا خير ؟ پرسشهايى است كه پاسخ آنها بايد در يك بحث