مخصوص به دعوت دينى اسلام داده شود و روشن است كه پاسخ ما مثبت است .
اشكال
بحثهاى گذشته اگر چه به صورت ظاهر اين نتيجه را داد كه شعور وحى يك شعور مرموز غيرفكرى است و تنها راهنماى انسانيت به سوى سعادت و رافع اختلاف است ، ولى عملًا مىبينيم كه بشر نيازى به چنين راهنمايى از دستگاه آفرينش ندارد ، زيرا بشر بدون ترديد پيوسته تشنهء اجتماع كاملى كه سعادت نوع را تأمين كند است و اين همه تلاش و حك و اصلاح در روشها و نظامهاى گوناگون زندگىِ دسته جمعى ، روزى جامعهء انسانى را به هدف خود خواهد رسانيد و چنان كه مىبينيم آثار و علائم آن نيز پيداست .
درميان ملل متمدن امروزى ، ملتى چون مردم سويس وجود دارد كه در مهد تمدن و در آغوش سعادت غرق تنعّم اند و دول معظّمهء ديگر نيز روز به روز به خوشبختى واقعى نزديكتر مىشوند و ناچار روزى به اين آرزوى ديرين خود خواهند رسيد . [ 15 ]
جواب
اما دربارهء آن چه از پيشرفت دول معظّمه به سوى سعادت گفته شد ، گمان مىكنم كه بررسى سخنان گذشته در جواب آن كافى بوده باشد . اما در عين حال كه پيشرفت فرهنگى و تراكم قدرت روز افزون و دهشتانگيز اين ملل متمدن را ديده و عصر خودمان را عصر نور ناميده و به پشت سر برگشته ، به توحش انسان اولى و تاريكى قرون وسطى مىخنديم و در عين حال كه صدق و صفا و يگانگى و دستگيرى و نوعپرورى در ميان اين گروه مىيابيم ، وقتى كه دقيقتر مىشويم به عيان مىبينيم كه همهء رذايل انسانى كه در روزگارهاى تاريك گذشته در ميان يك فرد و فردى ديگر يا ميان يك فرد نيرومند ستمكار و ميان جامعهاى داير بوده ، فعلًا در ميان جامعههاى