اهميت است ، زيرا چنانكه گفته شد ، دستگاه تكوين و آفرينش است كه براى رسيدن به مقصد تغييرناپذير خود راه « نبوت » را براى انسان مىگشايد و هرگز دستگاه تكوين و واقعيت خارج خطا نمىكند و هرگز به وجود خارجى ، خطا ، صدق نمىنمايد ، بلكه خطا امرى است نسبى و از مقايسه ذهن با خارج و فكر با عمل و كار با مقصد پيدا مىشود .
هيچ گاه نمىتوان گفت كه دستگاه آفرينش در هدايت انسان به شهوت غذا يا نكاح با ديدن با چشم يا شنيدن با گوش يا فكر كردن ، راه خطا پيموده ، بلكه تطبيق فكر به خارج مثلًا گاهى خطا را به وجود مىآورد ( درست تأمل شود ! ) [ 13 ]
دستگاه آفرينش براى هدايت انسان ، مقصد نهايى خود اين نوع را به سوى رفع اختلافات اجتماعى فطرى هدايت خواهد كرد ، چنانكه او را به سوى رفع احتياجات بدنى مانند احتياج به غذا و توليد مثل و دفع آفات و صدمات هدايت مىكند و هرگز اين هدايت خطا نمىكند .
از اين بيان آشكار مىشود كه نبوت و راه وحى يك راه فكرى نيست ، زيرا عملًا امكان خطا در فكر انكارپذير است و از طرف ديگر همهء كمالات اكتسابى بشر راههاى فكرى اند و از اين مقدمات به وضوح نتيجه گرفته مىشود : « نبوت موهبتى است خدادادى ، نه اكتسابى . »
9 . انبيا معصوم هستند
مضمون فصل گذشته در اثبات اين نظريه كافى است . براى اين كه مدلول وحى كه سلسله دستوراتى است كه اختلافات بشرى را طبق اقتضاى عصر رفع كرده و سعادت جامعهء انسانى را تأمين مىنمايد بايد به گوش همين جامعه ، با كفالت دستگاه آفرينش برسد . بديهى است كه در اين ميانه خطايى واقع نخواهد شد و ميانه و وسط عبارت است از پيامبر خدا كه وحى را تلقى كرده و به مردم مىرساند .