نيست - توانسته است بر اثر رياضتهاى بدنى و فكرى و مجاهدتهاى مخصوص ، راهى به غيب باز كند ، يعنى چيزهايى براى وى روشن شود يا كارهايى انجام دهد كه از راه تعليم و تربيت عادى دستگير نمىشود . نمونههاى بسيارى در تأليفات گذشتگان و در سياحت نامههاى سيّاحان در اين باب يافت مىشود و حتى در مجلات و جرايد امروزه پيوسته وقايعى از مرتاضان هند و آفريقا و اروپا و غير اينها مىخوانيم و چنانكه در فصول گذشته اشاره شد ، روانشناسان قديم و جديد نيز اين حقيقت را تأييد نمودهاند و چنانكه پيداست حالى كه مرتاضان به واسطهء دستيابى به آن ، معلومات پس پردهء غيب را كشف مىكنند شبيه و هم سنخ حالى است كه در مورد انبياء وحى ناميده مىشود . از اين روى چه مانع دارد كه وحى نبوت را از همين راه توجيه نماييم و قصهء گوشهگيرى پيغمبر اسلام قبل از نبوت و همچنين نظير آن كه از مسيح نقل شده ، نسبت به اين نظر خالى از تأييد نيست . و در نتيجه ، نبوت يك نوع حالت اتصال به غيب خواهد بود كه بر اثر رياضت پيدا مىشود .
ولى از بيانات گذشته كه به واسطهء آنها وجود وحى را استنتاج كرده و سپس با سخنان خود پيامبران تطبيق و تأييد نموديم ، بطلان اين تصور روشن است .
حالات نفسانى اهل رياضت از خطا و اشتباه مصون نيست ، در حالى كه حالت نبوت خطا بردار نمىباشد . هر كسى كه با اهل رياضت كم و بيش تماس دارد مىداند و حتى خود مرتاضان مىدانند و معترف اند كه الهامات و خطورات قلبى آنها در طريق رياضت گاهى خبط كرده و اصابت نمىكند . همچنين نتايجى كه از اين راه به دست مىآيد پيوسته به صلاح بشر و نفع جامعهء انسانى تمام نمىشود و نيز غالب اوقات به چيزهاى تماشايى و بى حاصل كه زندگى انسان نيازى به آنها ندارد متعلق مىشود .
اينها خواص و آثارى است كه نمىتوان در آنها ترديد كرد [ 12 ] و خواص و آثار نبوت صد در صد مخالف آنهاست . نبى در وحى كه تلقى مىكند هرگز ترديد و خطا نمىكند . نبوت به سلسله مقاصدى بر مىخورد كه براى زندگى انسان در اول درجهء
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٢