تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
رواياتى كه از ائمه دين عليهم السلام در اين معنا نقل گشته بسيار زياد و جمع كثيرى از روات در نقل آن شركت جسته‌اند . آنچه گذشت حقايقى بود مستكشف از كتاب و سنت و البته براهين تجرّد نفس و عدم بطلان روح در پى گسستن از بدن در اين جهت موافق و مؤيد كتاب و سنت است و ان‌شاءاللّه به زودى در فصلى كه در پى است بدان اشاره خواهد رفت .

فصل 2 : برزخ

در فلسفه ثابت شده است كه ميان عالم جسم و جسمانيت و عالم اسماى خداوندى ، دو عالم ديگر وجود دارد : عالم عقل و عالم مثال ، و هر موجودى ضرورتاً به مبدأ خويش باز مىگردد . هم‌چنين ثابت شده كه عوالم از جسمانيات گرفته تا مبدأ اول و مبدع كلّ ، از نظر نقص و كمال ، مراتب مختلفى دارند ، ولى در نفسِ وجود متطابق‌اند ، يعنى عالى به رتبهء سافل نزول مىكند و سافل هم‌چون آينه‌اى ، صورت هر آنچه را كه از رنگ‌ها و نورها در مقابلش قرار گيرد ، منعكس مىسازد و در نتيجه از عالى آن‌قدر ظاهر مىگردد كه اين آينه قبول نمايد و تحمّل آن كند و نيز عالى برحسب كيفيّات ناقص يا كاملِ آينه ، كيفيت مىيابد . از ديگر مطالب اثبات شده آن‌كه عالم مثال هم‌چون برزخى است ميان عقل مجرّد و موجودات مادّى ، بنابراين عالم مثال ، موجودى است كه مادّه نيست لكن بعضى لوازم مادّه هم‌چون مقدار ، شكل و عَرَض فعلى را داراست . با اين مقدمات ، وضع انسان در انتقالش از اين دنيا به دنياى پس از مرگ روشن مىگردد . در اين‌جا كاملًا بجاست كه معناى « مادّه » به نحو صحيحى تصور شود و در اين نكته تأمّل كافى به عمل آيد كه مادّه جوهرى است با قابليت پذيرفتن آثار جسمى و مصحّح تغيير و تحوّلاتى كه در جسم روى مىدهد و بالاخره بايد توجه شود كه