اين حديث از احاديث بسيار مشهور است كه عدهاى از راويان آن را نقل كرده و بعضى از ائمه نيز آن را تصديق نمودهاند .
در غيبت نعمانى ، در حديثى از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده : « هان هيچ يك از دوستداران من نخواهد مُرد مگر اينكه مرا در جايى كه بدان شوق دارد بيابد ، و هيچ يك از دشمنان من نخواهد مُرد مگر اين كه مرا در جايى كه از آن اكراه دارد ، بيابد » . 90
در كافى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه : « هرگاه مرگ كسى فرا رسد ، ابليس از ميان شياطين دستيارش افرادى را برانگيزد تا او را به كفر فرمان دهند و در دينش به ترديد اندازند تا زمانى كه روحش از بدن جدا گردد و اگر كسى مؤمن بود ، آن شياطين بر او چيره نتوانند شد . پس آن دم كه نزد محتضر حاضر مىشويد ، شهادت « ان لا إله الّا اللّه و انّ محمّداً رسول اللّه » را به وى تلقين كنيد تا اين كه دار فانى را ترك گويد » . 91
مضمون اين روايت را مىتوان از آيات ذيل فهميد :
« يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ »
« 1 » و
« كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ »
« 2 » . ظاهر آيهء اخير اين است كه اين دو كلام شيطان « اكفر » و « انّى برىء » در يك زمان و از يك نوع واحدند . حال با توجه به اين كه در آيه ، صحبت از « خطاب » است ، اين الفاظ هيچ گاه نمىتوانند زبان حال شيطان باشند . 92
در تفسير عيّاشى از ابىعبداللّه عليه السلام نقل شده است كه : « هرگاه مرگ دوستداران ما فرا رسد ، شيطان از چپ و راست بر او حاضر مىگردد تا اينكه او را از آنچه بر آن است ، بازدارد و خداوند مانع آن شود . اين همان گفتهء خداست كه :
« يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ » .
93
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيه 27 ؛ ر . ك : ص 88
( 2 ) . حشر ، آيه 16 ؛ اين منافقان در مثل مانند شيطانند كه انسان را گفت كافر شو ، پس از آنكه آدمى به طاعت او كافرشد آنگاه به دو گويد من از تو بيزارم كه من از عقاب خدا بسيار مىترسم