و فرزندانِ امام آنان ، براى شخص مجسم مىگردند . در اين هنگام ملك الموت مىگويد : اين رسول خدا ، اميرالمؤمنين ، حسن و حسين و ائمه هستند كه همنشينان تواند . محتضر ديدگانش را مىگشايد و نداگرى از جانب حق او را مىخواند و مىگويد : اى نفسى كه به محمد و اهلبيتش آرامش يافتى ، بازگرد بهسوى پروردگارت در حالىكه ولايت ائمه را پذيرفته و بدان خرسندى و مرضىّ خداى سبحانى ، پس داخل شو در زمرهء بندگانم و داخل شو در بهشتى كه مهيّا ساختهام :
« فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
در اين لحظه براى مؤمن هيچ امرى دوستداشتنىتر از خلاصى روح و لحوق به منادى نيست » . 87
عيّاشى در تفسير ش از عبدالرحيم اقصر نقل مىكند كه : « ابوجعفر عليه السلام فرمود : هرگاه روح فردى از شما به حلقومش مىرسد ، ملك الموت بر او نازل مىگردد و مىگويد :
هر آنچه كه آرزو نمايى ، برايت فراهم خواهد شد و هر آنچه از آن مىهراسى نسبت بدان ايمن خواهى گشت و بعد براى وى درى بهسوى منزلش در بهشت مىگشايد و به دو مىگويد : به مسكن خويش در بهشت بنگر و نيز بنگر به همنشينانت : رسول خدا ، حسن و حسين و اين همان سخن خداوند است كه
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ »
« 1 » 88
شيخ مفيد در مجالس خويش ، گفتوگوى حارث همدانى با حضرت امير عليه السلام را از اصبغ بن نباته نقل نموده كه در ضمن آن چنين آمده است : « حضرت امير عليه السلام فرمود :
اى حارث به تو بشارت مىدهم كه در هنگام مرگ و صراط و حوض و مقاسمه مرا بشناسى . حارث پرسيد : مقاسمه چيست ؟ حضرت پاسخ داد : مقاسمهء آتش . من با آتش مقاسمهء برحقى مىكنم : به او مىگويم اين دوست من است وى را رها كن و اين دشمن است او را برگير » . 89
هامش
( 1 ) . يونس ، آيههاى 63 - 64 ؛ . . . آنها اهل ايمان و خداترسند . آنها را از خدا پيوسته بشارت است هم در حيات دنيا [ به مكاشفات در عالم خواب ] و هم در آخرت [ به نعمتهاى بهشت ]