مَتاعٌ »
« 1 » . بنابراين ثابت مىشود آن شيئى كه انسان بدان ردّ ( بازگردانيده ) شده ، همان زندگى دنيايى است و همان نيز اسفل سافلين است .
لهو و لعب بودن حيات دنيوى
خداى سبحان در آيهء ديگرى به توصيف زندگى دنيايى پرداخته و فرمود :
« إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ »
« 2 » . « لَعِب » فعلى است كه غايتى جز خيال ندارد و « لهو » هر چيزى است كه انسان را به خود مشغول سازد و موجب فراموشى ديگران گردد .
بنابراين آيهء شريفه اشاره بدان دارد كه زندگى دنيايى كه همان تعلّق نفس به بدن و توسيط بدن در طريقِ تحصيل كمالات است ، انسان را به خويش مشغول مىدارد و موجب فراموشى ديگران مىشود ؛ و منشأ اين فراموشى آن است كه زندگى دنيايى روح را چنان مىفريبد كه خود را با بدن متّحد مىپندارد و بعد از اين پندار از عالم غيرجسم منقطع مىگردد و تمام آنچه از جلال و جمال و بها و سنا و نور و سرور كه در نشئه قبل از مادّه داشت ، را به فراموشى مىسپارد و مقامات قرب و همنشينان پاك و فضاى انس و قدسى را كه پشت سر نهاده ، هيچ به ياد نمىآورد و به اين ترتيب طول عمرش را به سرگرمى و بازى سپرى مىسازد و به هر شيئى كه روى مىنمايد جز به مقاصد خياليّه و آرزوهاى وهميّه نيست و وقتى هم كه به آنها و اصل مىشود واقعيّتى نمىيابد . خداوند سبحان فرمود :
« وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً »
« 3 » و مراد از عمل آن فعلى است كه انسان انجام مىدهد . و نيز فرمود :
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ
هامش
( 1 ) . مؤمن ، آيه 39 ؛ به درستى كه حيات دنيا متاعى ناچيز بيش نيست
( 2 ) . محمّد ، آيه 36 ؛ به درستى كه حيات دنيا لهو و لعب است
( 3 ) . فرقان ، آيه 23 ؛ و ما توجّه به اعمال فاسد بىخلوص و نيّت و حقيقت آنها كرده همه را باطل و نابودگردانيديم