فصل 2 : اشارهء اجمالى به هدايت عمومى
آيهء شريفهء
« الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
« 1 » بيان مىكند كه خداوند سبحان بعد از اتمام ذات هر شيئى آن را به سوى كمال مختصّ به خودش هدايت مىكند و اين هدايت به لحاظ اينكه حقيقتش همان اقتضاى ذاتى شىء نسبت به كمالات لاحقه است نوعى تفرّع بر ذات شىء دارد . تفصيل اين نكته در كلام حقّ مذكور است :
« الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى »
« 2 » . پس خداى سبحان بعد از خلقت اشيا و پرداختن آنها براى آنها تقديرى معيّن فرموده كه درواقع اين تقدير همان تفصيل خصوصياتِ وجودى آنهاست همانگونه كه فرموده :
« وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا »
« 3 » ، و پس از اين تقدير و تفصيل ، آنها را به خصوصيات مقدّره هدايت مىكند و اين هدايت درواقع به اين نحو است كه در شىء اقتضايى ذاتى نسبت به همهء لوازم و كمالات وجودىاش كه متمّم ذات اوست ، قرار مىدهد و اين همان نظام حقيقى است كه هم در هر شيئى منفرداً و هم در مجموع موجودات و من جمله انسان ، محقّق است .
رجوع انسان به اسفل سافلين : دنيا
از طرف ديگر خداوند سبحان مىفرمايد :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »
« 4 » .
هامش
( 1 ) . طه ، آيه 50 ؛ [ خداى ما ] آن كسى است كه همهء موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده سپس به راه كمالشهدايت كرده است
( 2 ) . اعلى ، آيههاى 2 - 3 ؛ آن خدايى كه عالم را خلق كرد و همهء موجودات را به حدّ كمال رسانيد . و آن خدايى كه هرچيز را قدر و اندازهاى داد و به راه كمالش هدايت كرد
( 3 ) . اسراء ، آيه 12 ؛ هر چيزى را مفصّل بيان كرديم
( 4 ) . تين ، آيههاى 4 - 7 ؛ به درستى كه ما انسان را در [ مقام ] احسن تقويم بيافريديم سپس به اسفل سافلين [ جهنمو پستترين رتبهء امكان ] برگردانيديم مگر آنان كه به خدا ايمان آورده و نيكوكار شدند كه به آنها پاداش دائمى و بهشت ابد عطا كرديم