در بيان تعداد ارواح و مراتب آن
روح ايمان
حال نوبت به مطلب ديگرى مىرسد . از بعضى آيات استفاده مىشود علاوه بر روحى كه همهء انسانها در آن مشتركند روح ديگرى هم هست كه مختصّ به مؤمنان است و روح ايمان ناميده مىشود . خداوند سبحان در وصف مؤمنان فرمود :
« أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
« 1 » و در آيهء ديگرى از اين روح به كلمهء تقوا تعبير شده كه از آن فهميده مىشود اين روح با تقوا ملازم است :
« فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى »
« 2 » . در كافى روايتى است مسنداً از ابىبصير از ابىعبداللّه عليه السلام كه فرمود : هر قلبى را دو سمع ( گوش ) است و هنگامىكه بندهاى روى به گناه آورد روح ايمان به وى مىگويد كه « بپرهيز » و شيطان به وى گويد :
« در كار شو » و هنگامىكه ( مثلًا ) بر زن زناكار واقع شد روح ايمان از وى سلب مىگردد . 18
در آيات ديگرى از روح مذكور به نور تعبير شده مثل آيهء شريفهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ »
« 3 »
روح قدس
از طرف ديگر از بعضى آيات فهميده مىشود كه انبيا و رسل الهى عليهم السلام مختصّ به روحى ديگرند غير از روح ايمان كه نور هدايتگر ديگران است كما اينكه روح ايمان
هامش
( 1 ) . مجادله ، آيه 22 ؛ اينان را خدا بر دلهاشان نور ايمان نگاشته و به روح قدس الهى مؤيّد و منصور گردانيده
( 2 ) . فتح ، آيه 26 ؛ خدا اطمينان خاطر بر رسول خود و بر مؤمنان نازل كرد و آنان را با كلمهء تقوى ملازم كرد
( 3 ) . حديد ، آيه 28 ؛ اى كسانى كه به حق گرويديد اينك خداترس و متّقى شويد و به رسولش ايمان آوريد تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصيب گرداند [ يكى در دنياى فانى و ديگرى در آخرت ابدى ] و نورى از پرتو ايمان به قرآن شما را عطا كند كه بدان نور راه [ بهشت ابد ] بپيماييد