جزايشان بهتر از آنچه عمل كردهاند باشد و خداوند هر كه را خواهد روزى و پاداش بىحدّ و نهايت ارزانى خواهد داشت . از اينجا روشن مىشود كه منتهاى سير ارواح و هبوط و نزول آنها ، براى بعضى هلاك در دنيا و براى بعضى رجوع به همان مقام شامخ اول با مزايايى است كه كسب نمودهاند . خداوند مىفرمايد :
« قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ * أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ »
« 1 »
امتياز دوم ميان ملائكه و روح
از اينجا وجه امتياز دوم ميان روح و ملائكه ظاهر مىگردد : روح به واسطهء نزول به اين دنيا و اقامت در آن بر دو راهى واقع مىگردد : راهى كه غايتش نيستى و نابودى و راهى كه غايتش اقامت در بهشت جاودان و مقام قرب و مدارج عليا است به خلاف ملائكه كه برايشان جز مسيرى واحد كه همان مسير سعادت است متصوّر نيست و مخفى نماند كه در « رسالهء افعال » در باب سعادت و شقاوت به تفصيل اين نكته را باز گفتهايم كه انشعاب طريق به طريق سعادت و شقاوت مربوط به قبل از نشئهء مادّه است نه بعد . 17
هامش
( 1 ) . رعد ، آيههاى 16 - 17 ؛ ( اى پيغمبر ) بگو تنها خدا خالق هر چيز است و او خداى يكتايى است كه همهء عالم مقهور ارادهء اوست . از آسمان آبى نازل كرد كه در هر رودى به قدر وسعت و ظرفيتش سيل آب جارى شد و بر روى سيل كفى برآمد چنانچه فلزاتى را نيز كه براى تجمّل و زينت ( مانند طلا و نقره ) يا براى اثاث و ظروف ( مانند آهن و مس ) در آتش ذوب كنند مثل آب كفى برآورد . خدا به مثل اين ( آب و فلزات و كف بر روى آنها ) براى حقّ و باطل مثل مىزند كه ( باطل آن ) چون كف به زودى نابود مىشود و اما آن آب و فلز كه به خير و سود مردم است ، در زمين مدّتى باقى مىماند خدا مَثَل آنها را براى فهم بدين روشنى بيان مىكند