ديگر اعتقاد نداشتهاند .
ثالثاً منشأ اين نظر خطا و ديد غيرصواب و انحرافى ، اين است كه از عالم مادّه سربرنگرفتهاند و دائماً در ماديّات غرقند و سيرشان در لذّات حسيّه است و خلاصه از زمره كسانى هستند كه خداوند درمورد آنان فرموده :
« أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ »
: به زمين چسبيدهاند . و بنابراين از عوالم خود قبل از دنيا و بعد آن هيچ خبرى نگرفتهاند ، كسانى كه عمرى را چنين سپرى كردهاند ، درموردشان گفته شده
« كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ »
. « افك » يعنى انحراف از حق و روىگردانى از ادله روشن . كسانى كه از آن همه آيات و دلايل روشن در مبدأ و معادى ، روى گرداندهاند و فقط به مادّه انديشيدهاند همه چيز را زمانى مىپندارند و به اين ديد خو كردهاند و بلكه به امر غيرزمانى اعتقادى ندارند . از اين جهت آن هنگام كه قيامت برپا مىشود فصل ما بين موت و قيامت را نيز با مقياس زمان اندازه مىگيرند و آن را لحظهاى مىدانند ، در حالى كه اين ديد ناصواب است و اين فصل ، فصل زمانى نيست . بلكه قيامت به برزخ محيط است كما اينكه برزخ به دنيا محيط است . همانطور كه در بحثهاى سابق روشن شد ، برزخ در طول دنيا نيست تا يك زمانى دنيا تمام شود و بعد برزخ شروع شود قيامت و برزخ با دنيا موجودند ، ديد سببسوز مىخواهد كه پردههاى حجاب را دريده عوالم باطن را مشاهده كند . كسانى اين راه را با اختيار طى مىكنند و اكثراً به اضطرارو اين راه راهى است كشيده شده در باطن عالم نه در طول زمان و مكان .
و رابعاً پاسخ صاحبان علم و ايمان ، به مجرمان اين است كه ميان قيامت و موت فصل زمانى نيست . و اين فصل همان امرى است كه در قرآن شريف به آن اشاره شده است :
« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
. اين حاصل تقرير دوم و به گمان ما مجموعاً تقرير موجّهى است و به عبارات متن هم قابل تطبيق است گرچه از ظاهر آن خارج است .
( 227 ) . قبلًا نيز مطالبى در اين باره آوردهايم .