اختصاص منافقان به باب [ كه در سؤال دوم مطرح شد ] شايد از باب مشابهت با حال آنان در دنيا باشد ، چه آنكه منافقان در دنيا در عين اتصال و ارتباط با مؤمنان ، درواقع از حقيقت آنان در حجاب بودهاند . « در » يا « باب » در آيهء شريفه تجلّى اين ارتباط و اختصاص دنيوى است علاوه اينكه « در » يا باب خود راهى براى مشاهدهء اهل بهشت است و از اين طريق حسرت و ندامت اهل نفاق فزونى مىگيرد و عذابى از اين ناحيه برايشان وارد مىگردد .
( 225 ) . ظاهراً فرق دو تعبير مذكور در متن ، از اين جهت است كه از تعبير
« فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ »
فهميده مىشود كه مؤذّن ( ندادهنده ) خود فردى از ميان اهل حشر است [ يعنى مجموع مؤمنين و منافقين و كفّار ] يعنى از ميان اهل حشر كسى برمىخيزد و ندايى چنين خطاب به همه القا مىكند . اما تعبير
« فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ »
ظاهر در اين است كه مؤذّن خود خارج از اهل حشرى است كه با ضمير « هم » در « بينهم » به آنان اشاره شده ، و فقط نداى وى در ميان آنان القا مىشود . بنابراين « بينهم » ظرف وقوع نداست نه ظرف خود منادى ، لذا برپايهء تعبير دوم كه در قرآن وارد است ، مؤذّن بايد كسى باشد كه مقامش از اهل حشر بالاتر بوده و در عين حال محيط به مؤمنان و غيرمؤمنان همه نيز باشد تا اينكه ندايش در ميان همه واقع گردد و اين جز مقام مخلصين نيست .
( 226 ) . مطالب متن در اينجا تاحدّى مجمل است و تقرير صحيح هم مشكل ! ذيلًا دو تقرير بيان مىكنيم : تقرير اول به متن نزديكتر و تقرير دوم به بيان تفسير الميزان قريبتر .
1 . مجرمان به خاطر تقيّد به قيود دنيوى و تنگى نظرشان ، از عوالم قبل از دنيا و بعد آن بىخبرند . كسانى كه هميشه به مادّه و ماديّات مىانديشند و غرق در لذّات حسّىاند و به فكر مبدأ و معاد خويش نيستند ، نظرى بس تنگ و مقيد مىيابند و از عوالم خود ، فقط به همين عالم مادّه مشعرند و بنابراين محكوم زمانند ، چه آنكه عالم ماده همراه و مسيطَر به زمان است ، در عالم مادّه هر لحظهاى كه برمىآيد همراه با بطلان و زوال