تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
( 237 ) . « أرض » در آيات قرآنى گاه به معناى عالم ظاهر و عالم جسمانى نيز به‌كار مىرود هم‌چون در آيهء شريفهء
« وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ »
« 1 » و يا در آيهء شريفهء
« قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ »
« 2 » اما در بسيارى از آيات أرض به معناى همين زمين خاكى است [ لااقل در ظاهر آن ] . مرحوم شعرانى رحمه الله در نثر طوبى معتقدند كه أرض به معناى كرهء خاك كه اطلاق نجومى آن است ، در قرآن نيامده است و در قرآن به معناى سطح خاك و خشكى آن است يا قطعات آن ، بلكه كوه‌ها نيز از مفهوم ارض خارجند چنان‌كه از اين آيات استفاده مىشود :
« يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ »
« 3 » ،
« وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ »
« 4 » ،
« وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ » *
« 5 » ( 238 ) . آنچه مرحوم علّامه قدس سره در اين‌جا بيان داشته‌اند حاصل دو مقدمه است : اول آن‌كه زمين با بهشت به نوعى متحد است و دوم آن‌كه از تعبير
« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها » *
ظاهر مىشود صاحبان ايمان و صبر در مرحله‌اى خارج از اين جنات عدن بوده‌اند با اين‌كه جنات عدن در آيهء شريفه به عنوان بيان و تفسير عقبى الدار آمده است . از مجموع دو مقدمه فهميده مىشود كه زمين هميشه در تحوّل است و اين تحوّل به سمت باطن و صورت ملكوتى و روشن آن است . جنات عدن با اين وجههء ملكوتى زمين متحد و مرتبط است . گويى حقيقت زمين هم از لايه‌هاى تودرتو تشكيل شده است ، لايهء ظاهرى آن همين زمين است كه بر آن زندگى مىكنيم و همين زمين داراى باطنى است و باطن آن را نيز باطنى كه اين بواطن همه به نور حق روشنند . تشبيه وارد در متن هم متناسب با اين معناست . تأمل شود .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 175 ( 2 ) . اسراء ، آيه 95 ( 3 ) . مزمل ، آيه 14 ( 4 ) . حاقه ، آيه 14 ( 5 ) . نثر طوبى ، ج 1 ، ص 16 - 17