علّامه قدس سره درست باشد ، معلوم مىشود در كلام ايشان مسامحهاى چند در اطلاق « معنى » رخ داده است و اللّه العالم .
( 224 ) . كلمات مرحوم علّامه قدس سره در متن تاحدّى مجمل است و بهنظر مىرسد مطلب را در تفسير قيّم الميزان روشنتر بيان نمودهاند . « 1 » در آيهء شريفهء
« يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ »
. دو نكته قابل تأمل است : اول آنكه سرّ اختصاص مؤمنان به باطن سور يا حجاب و اختصاص منافقان به ظاهر آن چيست ؟ دوم وجه اختصاص منافقان به « باب » ( در ) كه در اين آيه آمده نيز چيست در حالىكه در طرف مؤمنين ، يعنى باطن سور چنين مطلبى مطرح نيست . درمورد مؤمنان تعبير قرآن چنين است :
« باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ »
اما درمورد منافقان مىفرمايد :
« وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ »
كه عذاب را از ناحيهء در ( باب ) سور براى منافقان ثابت مىكند .
درمورد سؤال اول مىتوان گفت : وجه اختصاص مؤمنان به رحمتى كه در باطن سور يا حجاب است و اختصاص منافقان به ظاهر آن و معذب بودن از ناحيهء آن ، مناسب با وضعيّت ايمان آنان در دنياست . ايمان براى مؤمنان در دنيا نعمتى است كه بدان مبتهجند و رحمتى است كه بدان مسرورند و لكن براى منافقين كه به ظاهر متلبس به ايمان شدهاند عذابى دردآور است كه از آن گريزانند . و اگر تفسير « سور » در اين آيه به « حجابى » كه در آيهء اعراف آمده است پذيرفته شود ، مطلب بسيار روشنتر مىشود ، چه آنكه حقيقت آن حجاب ولايت است و ايمان محض خالى از شوب شرك هم ولايت ، پس ايمان در دنيا به عينه همان سور يا حجاب در آخرت است كه مؤمن از باطن آن مسرور و منعّم و منافق از ظاهر آن در عذاب و الم است . و اما
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 19 ، ص 156