تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
حميم » . ( 219 ) . بحارالانوار از فردوس ديلمى ، ج 8 ، ص 43 ، ح 39 : « فردوس ديلمى : ابوهريرة قال النبيّ صلى الله عليه و آله : الشفعاء خمسة : القرآن و الرحم و الأمانة و نبيّكم و أهل‌بيت نبيّكم » . ( 220 ) . يعنى آيهء شريفهء
« يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ »
« رحمت الهى » را شفيع دانسته است . و از طرفى ديگر به مقتضاى
« هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ »
كه در وصف قرآن آمده است ، قرآن رحمت الهى است . پس قرآن شفيع است . بايد توجّه داشت شفاعتِ « رحمت الهى » به اين نكته برمىگردد كه حقيقت شفاعت نوعى توسط است : توسط بين خداوند و « مشفوع له » . به اين معنا ، شفاعت درمورد صفات خداوند [ از جمله رحمت الهى ] نيز صادق است به اين عنايت كه صفات علياى خداوندى بين ذات او و مخلوقاتش واسطه‌اند و اصل وجود و نيز كمالات متأخره را به مخلوقات افاضه مىكنند . پس اين صفات شفيعند . خداى تعالى فرمود :
« قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً »
« 1 » ،
« ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ »
« 2 » ( 221 ) . ظاهراً نظر به اين جهت است كه « نفى وجود حميم براى كفّار » زمانى معنا خواهد داشت كه بر « وجود حميم » در آن روز فايده‌اى به حال شخص مترتّب باشد و الّا اگر وجود حميم هيچ اثرى براى انسان ندارد ، فقدان آن نسبت به كفّار چه مفسده‌اى خواهد داشت . به عبارت ديگر سياق آيهء شريفهء
« فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ »
در مقام بيان نوعى نقص و خسارت براى كفّار است و اين زمانى متصور است كه وجود حميم درمورد ديگران ( غيركفّار ) مفيد فايده‌اى باشد و مراد از شفاعت هم جز اين نيست .
هامش
( 1 ) . زمر ، آيه 44 ( 2 ) . سجده ، آيه 4