است ، يعنى خداوند از ميان شما بعضى را به عنوان شاهد و گواه اختيار و انتخاب نمايد . بنابراين ، مراد از « شهداء » عدهاى از ميان امّت است [ يعنى مخاطبين كه با ضمير « كُم » در « مِنكم » آمده است ] . مرحوم علّامه قدس سره در متن احتمال ديگرى را برگزيدهاند :
من در آيهء شريفه براى ابتدا و مراد از شهدا همان ايام است . تطبيق اين احتمال بر آيه فى حد نفسه روشن نيست . ظاهراً مراد آن است كه « منكم » در اينجا مفعول به واسطه واقع شده ، يعنى خداوند نسبت به شما « ايام » را به عنوان شاهد اختيار مىكند [ ايّام بر اعمال شما گواهى مىدهند ] .
همانگونه كه گفتيم اين احتمال كاملًا خلاف ظاهر آيهء شريفه است و بهنظر مىرسد كه مرحوم علّامه قدس سره خود در تفسير الميزان معنايى بر خلاف آنچه در متن آمده استظهار نموده و « مِنْ » را تبعيضيّه دانستهاند [ الميزان ، ج 4 ، ص 29 ] . در تفاسير مشهور ديگر هم ديده نشده كه چنين استظهارى از آيهء شريفه را لااقل محتمل دانسته باشند .
( 177 ) . استفادهء شهادت صخرهها و آسمانها و زمين بر اعمال از اين آيهء شريفه دشوار است ، آنچه كه در آيه مطرح شده مسئله آوردن اعمال در قيامت از ناحيهء خداى متعال است :
« يَأْتِ بِهَا اللَّهُ »
و سخنى از شهادت امور مذكوره نسبت به « اعمال » در ميان نيست . مگر آنكه مراد از شهادت همان ارتباط خاصّى باشد كه بين مكان و بين عمل محقّق مىشود . و بنابراين ، هرگاه عمل با تمام ذات حاضر شود ، مكان نيز ضرورتاً چنين خواهد بود و مراد از شهادت هم ، همين مقدار از حضور باشد [ گرچه حقيقت حضور به اين مقدار حاصل نمىشود ] . برهانى كه مرحوم علّامه قدس سره در پايان فصل بيان مىكنند قريب به همين مطلب را اثبات مىكند ، مراجعه شود .
( 178 ) . اصول كافى ، ج 2 ، باب محاسبة العمل ، ص 455 ، ح 12 :
« . . . عن أبيعبداللّه عليه السلام قال : إنّ النهار إذا جاء قال : يا ابنآدم اعمل في يومك هذا خيراً ، أشهد لك به عند ربّك يوم القيامة فإنّي لم آتك فيما مضى و لا آتيك فيما بقى و إذا جاء الليل قال : مثل ذلك » .