از مجموع آنچه گفتيم ظاهر شد كه عالم امر مؤلّف از عوالم كثيرهء مترتّبه است .
بعضى از اين عوالم مشتمل بر موجودات غيرمحدودى است كه غير از جهت معلوليّت نسبت به خداى سبحان حدّ و تقدير ديگرى ندارند و لذا از دوام و طهارت و نورانيّت برخوردارند و از شوائب نقص و نابودى و محدوديّت مبرّا و بعضى ديگر از اين عوالم مشتمل بر موجوداتى نورى ، هميشگى و طاهرند كه در عين حال محدود به بعضى حدودند و با وجود اين اختلاف در حدّ ، همهء موجودات عالم امر واجد جميع كمالات و لذايذ و مزاياى اين نشأه جسمانى به نحو اشرف و اعلى هستند و از آميزش به نواقص مادّه و اعدام و كدورات آن به دورند و لذا هيچ حجابى خداى سبحان را از آنها محتجب نمىسازد ، در نتيجه اين حقيقت براى هر ذاتى به حسب وجود و مرتبهء وى مقرّر است .
روح از عالم امر است
از اينجا به نكتهء ظريف ديگرى هم مىتوان پىبرد و آن اينكه روح از وجودات عالم امر است ، چه آنكه خداى سبحان مىفرمايد : « وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّىوَما أُوتِيتُمْ مِنَ العِلْمِ إِلّا قَلِيلًا » « 1 » ولذا با توجّه به مطالب سابق درمىيابيم تعبير « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى » واقعاً بيان حقيقت روح است و استنكاف از جواب و بيان حقيقت نيست . 13 چون در اين آيهء شريفه خداوند سبحان روح را موجودى امرى و غيرخلقى معرفى مىنمايد . و آيهء « ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخالِقِينَ » « 2 » نيز به همين نكته اشاره دارد . از
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيه 85 ؛ [ اى رسول ] تو را از حقيقت روح مىپرسند جواب ده كه روح از امر خداست آنچه از علم به شمادادهاند اندك است
( 2 ) . مؤمنون ، آيه 14 ؛ پس از آن [ به دميدن روح پاك مجرّد ] خلقى ديگر انشاء نموديم آفرين بر قدرت كامل بهترين آفرينندگان