( 85 ) . لفظ « انّما » دالّ بر حصر است : معنايى كه در فارسى با لفظ « فقط » افاده مىشود .
و حال اگر مراد از « ولايت » ، محبّت بود ، حصر در آيه شريفه معنايى صحيح نداشت ، چه آنكه دوستداران و محبّين مؤمنين ، منحصر در كسانى كه در آيه ذكر شدهاند ، نيست .
( 86 ) . مراد از آنچه كه طىّ دليل دوم بيان كردهاند اين است كه « و الذين آمنوا » در آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . »
ناظر به قضيهاى خارجى است و براى بيان آنچه واقع شده است ، مىباشد ، نه بيان قانونى كلّى . در حالى كه در آيهء شريفهء
« وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ »
براى بيان يك قانون كلّى است و ناظر به مصداق خاصى در عالم خارج نيست . اما اينكه آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
. . . » ناظر به مصاديق خارجى است و بيان واقع مىكند به لحاظ تعبير « وليّكم اللّه » است . چه آنكه ظاهر آن تحقّق بالفعل ولايت در خارج است و اگر در مورد ولايت خداوند ظهور خارجيّت پذيرفته شود ، وحدت سياق و بلكه وحدت لفظ مستدعى « خارجىبودن » ولايت مؤمنين مذكور در آيه خواهد بود [ چه آنكه وليّكم در هر سه فقره « اللّه » و « رسوله » و « الذين آمنوا » مشترك است ] . بالاخره فرق روشنى بين تعبير
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
و
« وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ »
وجود دارد . تعبير اول ولايت فعلى خداوند را براى مخاطب ثابت مىكند در حالىكه تعبير دوم به نحو شرط و قضيهء كلّى بدون نظر به فعليّت آن براى مخاطب ، چنين ولايتى را ثابت مىكند [ غلبه حزباللّه را مطرح مىسازد ] .
خارج بودن قضيه در آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
را به نحو ديگرى مىتوان استفاده كرد ، چه آنكه واضح است وصفى كه در آيهء شريفه براى مؤمنان ذكر شده يعنى
« الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
وصفى نيست كه به نحو كلّى محبوب و مستحب باشد تا اينكه بگوييم اين آيه بيان قانونى كلّى در مورد مؤمنان مىكند .
دليلى وجود ندارد كه خصوص « پرداختن زكات در حال ركوع » داراى محبوبيّتى