معنايى كه در اين مقام مورد نظر مرحوم علّامه بوده است « 1 » اينكه گويى امام عليه السلام مىفرمايد : « آنچه كه نفس ما را در سرعت موت و قتل سخى مىسازد بهطورىكه به آن مشتاقيم و از آن نمىهراسيم و كراهتى نداريم ، اين است كه خداوند متعال خود متولّى قبض روح ماست از آن جهت كه خداوند توفّى علما را به نفس خويش نسبت داده نه به ديگرى و همين موجب گوارايى موت و قتل براى ماست » . اين معنا را بعضى از شرّاح كافى نيز ذكر نمودهاند و لكن بر آن خدشه كردهاند .
( 82 ) به احتمال قوى مراد از « الغريبين » كتابى است كه ابوعبيد الهروىّ ( احمد بن محمّد ) ، ( م . 401 ه ) در لغات قرآن و حديث نگاشته است و اين كتاب يكى از دو كتاب عمدهاى است كه ابناثير در تأليف كتاب خويش النهاية فى غريب الحديث و الاثر بر آن اعتماد نموده است . « 2 »
[ بسيار بعيد است كه مراد از « الغريبين » دو كتاب مشهور مصنّف در غريب حديث باشد يعنى « النهاية فى غريب الحديث و الاثر » نوشته ابناثير و « الفائق فى غريب الحديث » نوشته زمخشرى چه آنكه تعبير مرحوم علامه « ذكره فى الغريبين » است كه دلالت بر واحدبودن مصنف آن مىكند . مضافاً بر آنكه در نهايهء ابناثير مطلب مورد بحث نيامده است . ]
( 83 ) . عن اميرالمؤمنين عليه السلام : « من مات فقد قامت قيامته » .
قال العراقي ( ذيل إحياء العلوم 41495 ) : أخرجه ابنأبي الدنيا في الموت .
( 84 ) . در اين آيهء شريفه به مؤمنين خطاب مىشود كه « ايمان آوريد » . پس معلوم مىشود كه مراد از « ايمان » آوردن دوم ، ايمان خاصّى است و واضح است كه در مقابل مطلق ايمان ، ايمان خاصّ بايد ايمان خالى از هرگونه شائبهء شرك و عدم خلوص باشد .
ايمان خالى از هرگونه شرك و عدم خلوص همان ايمان مخلصين است .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 382
( 2 ) . النهاية فى غريب الحديث و الاثر ، مقدمهء كتاب ، ص 6