« همه مدعوّين آمدند مگر حسن » حسن كه مستثناست ، در واقع در موضوع ، يعنى مدعوّين داخل است ؛ يعنى فردى از افراد مدعوّ است و لكن از حكم مذكورِ در جمله يعنى « آمدند » خارج شده است . در مقابل ، استثناى منقطع آن است كه مستثنا موضوعاً هم از تحت حكم خارج باشد و بنابراين تنها ارتباط آن با مستثنا اين است كه حكم ثابت براى مستثنا منه از آن نفى شود . و شايد براى حصول جملهاى عرفى عنايات ديگرى هم لازم باشد ، مثل اينكه مستثنا ارتباط خاصّى با مستثنا منه داشته باشد تا اينكه مستثنا در معرض توهم ثبوت حكم ثابت براى مستثنا منه باشد . مثلًا جملهء « همه محصلين آمدند جز فراش مدرسه » مىتواند نمايانگر استثناى منقطع باشد .
فراش مدرسه كه از حكم « آمدن » خارج شده است اصلًا در موضوع آن هم داخل نبوده است . « فراش » مدرسه جزء محصلين نيست . در نتيجه ارتباط خاصى كه بين دو موضوع هست او را در معرض توهم ثبوت حكم قرار داده بود و لذا اينگونه استثناءات معنايى عرفى و معقول مىيابد .
حال آيا اين معنا از استثناى منقطع بر مقام منطبق است ؟ به گمان ما تفسيرى كه مرحوم علّامه قدس سره درمورد آيهء مورد بحث بيان كردهاند مشتمل بر استثناى منقطع به معناى مذكور نيست . مؤمنان كه مورد استثنا واقع شدهاند ( مستثنا ) خود حصّهاى از كلّى انسانند كه مستثنا منه است در حالىكه در استثناءات منقطع ، غير از مستثنا منه است . بنابر تفسير مرحوم علامه ، كلّى انسان داراى حكم « ردّ به اسفل سافلين » است و اين حكم حتى در مورد مؤمنان هم تخصيص نخورده است ، در نتيجه براى مؤمنان حكمى ديگر نيز ثابت است و آن رفع بعد از ردّ به اسفل سافلين است . با اين همه به نظر مىرسد استثناى منقطع معنايى وسيعتر از معناى مشهور و معمول آن دارد كه شامل محل بحث مىشود . بعضى از مواردى كه نحويّين آن را استثناى منقطع خواندهاند درست به معناى استدراك است كه با « لكنْ » يا « لكنّ » بيان مىشود . اگر اين توسع در معناى استثناى منقطع پذيرفته شود ، تفسير مرحوم علّامه قدس سره مشتمل بر
انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٧