تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
ذات » است و اقتضاى ذات هم امرى واقعى است پس كجا « اعتبار » را بايد جست ؟ ( 61 ) . در اين‌جا دو بحث قابل طرح است : اول : آن‌كه مراد از استثناى منقطع چيست و چگونه بر مقام تطبيق مىكند ؟ دوم : صرف‌نظر از اصطلاح « استثناى منقطع » مراد و مقصود نهايى چيست ؟ از بحث دوم شروع مىكنيم : ظاهر بدوى استثنا در آيهء شريفه اين است كه مؤمنان يعنى « الذين آمنوا . . . » از حكم « ردّ به اسفل سافلين » مستثنا هستند .
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »
شامل مؤمنان و غيرمؤمنان مىشود . حكمى كه براى انسان درصدر آيه ذكر شده همانا ردّ به اسفل سافلين است . جملهء
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » *
مؤمنين را از اين حكم استثنا مىكند [ كه طبق اين بيان ، استثنا متّصل مىشود ، چنان‌كه گفته‌اند استثنا ظهور در اتّصال دارد ] . مرحوم علّامه اين نظر را نپذيرفته‌اند ، دليل ايشان چنين است : ظاهر آيه شريفه اين است كه تعبير « فلهم اجر غير ممنون » بيان وجه استثناست ، يعنى آنچه كه موجب شده مؤمنين از ردّ به اسفل سافلين استثنا شوند همين جهت است كه « لهم اجر غير ممنون » از طرف ديگر ظاهر « اجر » اين است كه در دنيا حاصل نمىشود و بنابراين در ظرف دنيا مؤمنان نيز مشمول حكم ردّ به « اسفل سافلين » هستند . يعنى حكم « ردّ به اسفل سافلين » دامن همهء انسان‌ها را مىگيرد . در نتيجه عده‌اى در اين مقام باقى مىمانند هم‌چون كفّار و منافقين ، و عده‌اى ديگر باثبوت « اجر غيرممنون » از اين مقام خارج شده ، تعالى مىيابند . لذا مرحوم علّامه قدس سره آيات ديگرى كه مسئلهء رفع مؤمنان يا رفع انسان را مطرح مىكند مؤيد اين بيان مىدانند مثل :
« يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ »
و
« وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ »
. اين ملخّص معنايى است كه در متن افاده شده است . بحث اول : استثناى منقطع در مقابل استثناى متصل است . در استثناى متصل ، مستثنا از حكمى كه براى مستثنا منه ثابت شده خارج مىشود ، گرچه در موضوع آن داخل است ، و به اصطلاح نوعى تخصيص حكمى است نه موضوعى . مثلًا در جملهء