البته حقّ مطلب اين است كه ملكيّت را نمىتوان انتزاعى دانست . چون تقريباً تمام وجوه متصوّر براى انتزاعىبودن آن با مشكلات عمده روبه رو مىشود . تفصيل اين مطالب خارج از حدّ تعليقات حاضر است . خوانندهء جستوجوگر مىتواند خود به رسالهء بديع و محقّقانه محقّق اصفهانى قدس سره ( شيخ محمّد حسين ) كه به عنوان رسالهاى در حقّ و حكم در ضمن تعليقات ايشان بر مكاسب شيخ انصارى - اعلى اللّه مقامه - به چاپ رسيده ، مراجعه كند . « 1 » رسالهء مذكور شايد بهترين مرجع براى اينگونه مباحث است . و به ظنّ قوى مرحوم علّامهء طباطبائى اصل ايدهء اعتباريات را از ايشان اقتباس كرده است . گرچه در پارهاى موارد در ميان آندو اختلافى هم مشاهده مىشود .
( 59 ) . در مطالبى كه در اين فصل آورده شده به كرّات تعبير « مفاهيم اعتبارى » بهكار رفته است . در ديگر مكتوباتى كه دربارهء « اعتباريات » به تحرير درآمده ، هم اين تعبير به چشم مىخورد . اما اين نكته قابل تأمّل است كه توصيف مفاهيم به « اعتبارى » صحيح است يا نه . بهنظر مىرسد كه اعتباريّت وصف مفاهيم نيست بلكه وصف مصاديق مفاهيم است وآنهم به لحاظ مصداقبودن ، نه ذات مصاديق . توضيح آنكه اعتبار ، يعنىدادن حدّ يك شىء به شيئى ديگر . هر مفهومى براى خود مصاديق واقعى دارد مثل مفهوم شير كه مصداق واقعى آن حيوان درندهء معروف است . حال اگر اين مفهوم را بر غير مصداق خودش ، بر امر ديگرى منطبق سازيم ( مثلًا بر « حسن » از باب شجاعت وى ) اين عمل را اعتبار گويند . در اين عمل مفهوم « شير » هيچ تغييرى نكرده است . ذات مصداق يعنى « حسن » هم هيچگونه تغييرى نيافته است ، آنچه كه بر خلاف واقع انجام گرفته يكى از دو امر است : « تطبيق مفهوم شير برحسن » ، « مصداقبودن حسن براى مفهوم شير » . يعنى تطبيق مفهوم « شير » بر « حسن » تطبيقى است غيرواقعى و جعلى و نيز « مصداقيت » حسن براى مفهوم شير ، مصداقيّتى است
هامش
( 1 ) . حاشية كتاب المكاسب ، الجزء الاوّل ، ص 5