تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
استثناى منقطع خواهد بود . چه آن‌كه تعالى مؤمنان بعد از « ردّ به اسفل سافلين » نوعى استدراك و توضيح نسبت به مفاد ما قبل آن است . درست مثل اين‌كه گفته شود : « إنّا خلقنا الإنسان في أحسن تقويم ثم رددناه أسفل سافلين . لكنّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم أجر غير ممنون » . با فحص و تتبّعى فى الجمله در كتاب‌هاى نحويّين در باب استثنا ، سخنى در مورد اين‌گونه استثناءات كه مستثنا خود بخشى از مستثنا منه است و لكن حكمى ديگرى براى آن اثبات شده ، نيافتيم . و لكن اصل اين مطلب كه استثناى منقطع به معناى استدراك است مطرح است [ النحو الوافى ، ج 2 ، ص 307 ] . و همان‌طور كه گفتيم استدراك در آيهء مذكور محقّق است . آنچه كه مؤيد اطلاق استثناى منقطع بر اين‌گونه استثناءات است ، كلامى است كه بسيارى از مفسران در مقام افاده كرده‌اند . در معناى آيهء شريفه قولى است كه اسفل سافلين را همان حال ضعف و فتور دوران پيرى مىداند كه در آن حواس و قوا رو به نقصان مىرود . واضح است كه اسفل سافلين به اين معنا شامل حال مؤمنان هم مىشود . لذا گفته‌اند استثنا از اين باب است كه خداوند فقط در خصوص مؤمنان در ازاى صبر به اين بلايا ، اجر غيرممنون عطا مىفرمايد . و بعد هم تصريح كرده‌اند كه استثنا بنابراين معنا ، منقطع خواهد بود . همان‌طور كه با اندك تأمّلى روشن مىشود اين تفسير گرچه با تفسير مرحوم علامه اختلاف دارد ، در كيفيت استثنا متحد است . بنابراين ، اطلاق استثناى منقطع در كلمات مفسرين بر اين‌گونه استثناءات مؤيّدى بر سعهء معناى استثناى منقطع خواهد بود خصوصاً با توجّه به اين‌كه در ميان مفسرين مذكور صاحبان ادب هم كم نبوده‌اند [ هم‌چون زمخشرى در كشّاف ] . در پايان به اين نكته اشاره مىكنيم كه بنابر اين‌كه معناى اسفل سافلين « جهنم » و دركات آن باشد ، در اين صورت استثنا در آيه متّصل است كما اين‌كه با اندك تأملى در معناى استثناى متصل روشن مىشود .