( 62 ) . ممكن است در اينجا اين توهّم به ذهن خطور كند كه در زينت قراردادن آنچه كه بر روى زمين است چه مصلحت و حكمتى است ؟ چه حسنى دارد كه انسانها افسون زينت شده ، و به « زمين » و اصل شوند ؟ پاسخ اين شبهه از خود آيهء شريفه قابل استفاده است
« لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » *
: غرض از زينت قراردادن اشياى روى زمين ، امتحان و اختبار است . بشر هميشه مورد امتحان واقع مىشود تا ناتوان از توانمند بازشناخته شود : تا كسى كه مطيع و عبد هواست از مطيع خدا و « عباداللّه » متمايز گردد . اگر امتحانى نباشد ، نفس را جهاد و مبارزهاى متصوّر نيست و بدون آن هم كمال انسانى قابل حصول نخواهد بود .
( 63 ) . درواقع آيهء شريفه براساس اين احتمال به اين صورت درخواهد آمد : « انَّمَا الحَيَوةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ . . . » به طورىكه « فِي الْآخِرَةِ » خبر « انَّمَا الحَيَوةِ الدُّنْيَا » باشد ؛ يعنى حيات دنيا در آخرت يا عذاب شديد است و يا رضوان الهى .
بنابراين مراد از « آخرت » طبعاً همان باطن دنياست .
( 64 ) . شرح نهجالبلاغه عبده ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 68 - 66 ، خطبهء 152 .
( 65 ) . مرحوم علّامه قدس سره در اينجا حاشيهاى به متن افزودهاند كه ذيلًا ترجمهء آن آورده مىشود :
« . . . اين آيه و نظاير آن - همانطور كه پيداست - از بيان اجل براى موجودات خارج از آسمان و زمين و ما بين آندو ، ساكت است . در كلام خداوند سبحان هم نشانهاى از ابتداى خلقت اين موجودات و نه پايان و فناى آنها وجود ندارد . بلكه عكس اين مطلب را مىتوان از آيات قرآنيه استفاده نمود [ نامحدودبودن آنها و خروج آنها از عالم مخلوقيّت ] . خداى سبحان مىفرمايد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
و نيز
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
. و بلكه نفس آيهء مورد بحث يعنى
« ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . . » *
خود دلالت مىكند كه حقّ و اجل مسمّى از حكم مذكور در آيه ( يعنى خلق به حق و اجل مسمى ) خارجند و بنابراين واسطهء