را فقط به دو قسم مؤمن و منافق تقسيم نكرده ، بلكه مشركان را نيز داخل نموده است .
صورت صحيح آيه چنين است :
« لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
. فقرهء « المشركين و المشركات » از نقل مرحوم علّامه قدس سره ساقط شده و عجب اين است كه اين سهو در « رسالهء افعال » نيز روى نموده ، در آنجا در تعليقهاى آيهء مورد بحث را چنين شرح مىدهند :
« . . . ثم ذكر غاية هذا العرض و الحمل بقوله سبحانه :
« لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
.
قسّم اللّه تعالى الإنسان في غاية هذا العرض إلى قسمين : المنافق و المؤمن إشعاراً بأنّ لا كافر هناك لعموم الحمل فلا ردّ و هو الميثاق . . . » [ رسالهء افعال ، ص 86 ] همانطور كه مشاهده مىشود ، در اينجا هم فقرهء
« وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ » *
از قلم افتاده است .
اشكالى كه به بيان مرحوم علامه وارد است ، اينكه خداوند خلايق را در منتهاى مسير فقط به دو قسم مؤمن و منافق تقسيم ننموده ، بلكه مشركين نيز داخل اين تقسيمند . يعنى خلايق در واقع به سه طائفه تقسيم شدهاند . و با ورود مشركين به تقسيم ، اشعارى كه مرحوم علّامه از آيهء مذكور فهميدهاند تمام خواهد بود . چه آنكه در آن نشئه ( آخرت ) نه كافرى است و نه مشركى : آخرت ظرف بروز حقايق و اذعان به توحيد است مضافاً بر اينكه بيان متن در اينجا همين نكته را اثبات مىكند ، چه آنكه حمل امانت امرى عام است و لذا كافر هم در باطن مقر به توحيد است و اين اقرار باطنى در قيامت به ظهور مىرسد لذا كافر اين نشئهء دنيا ، در آن نشئه منافق است چون ظاهر حالش [ كه توحيد است ] با باطن آن [ كه كفر اين نشئه است ] سازگار نيست .
اين بيان در « مشرك » هم جارى است . يعنى مشرك در دنيا ، منافق آن سراست . به اين بيان فهميده مىشود كه تقسيم مذكور در آيهء شريفه به لحاظ ظرف آخرت نيست ، بلكه به لحاظ ظرف دنياست و بنابراين عدم ذكر كافر ، دليل بر عدم ورودش در تقسيم