مولوى ، و مخالفت از نهى ارشادى موجب معصيت و تعدّى از اطوار عبوديّت نيست .
بنابراين ، مراد از ظلم در آياتى كه در آن تعبير به ظلم آدم شده است ، همان افتادن در رنج و كاستىهاى اين دنياست نه آن ظلم مذموم در باب عبوديّت و ربوبيّت . « 1 » از اينجا سرّ كلام مصنف قدس سره كه فرمود : « آيهء
« فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ » *
اشاره بدان دارد » روشن مىشود ، چه آنكه روشن شد ظلم ثابت در اين آيهء شريفه ، امرى است مربوط به هبوط و اختياردار كدورات و تعبات ، نه عصيان اوامر مولوى خداى سبحان .
شاهد ديگر بر مدعا همان است كه در متن آمده ، يعنى مسئله توبه و هدايت آدم .
چه آنكه اگر ظلم آدم ظلمى بود در عبوديّت ، هيچگاه هدايت نمىشد چه آنكه خداوند سبحان فرمود :
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » *
در حالىكه در آيات شريفه آمده است :
« ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى . . . »
. بقيه مطالب متن از توضيحى كه گذشت روشن مىشود .
( 48 ) . نهجالبلاغه عبده ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 16 :
« . . . ثمّ بسط اللّه سبحانه له في توبته و لقّاه كلمة رحمته و وعده المردّ إلى جنّته و اهبطه إلى دار البليّة و تناسل الذريّة . . . » .
( 49 ) . شايد وجه استظهار آن باشد كه در اين روايات تعبير صبح و عصر و روز و امثال آن وارد شده ، در حالىكه در بهشت قيامت كبرا از اين امور خبرى نيست به شهادت
« لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً »
، بلكه اين امور مربوط به عالم برزخ و مثال است .
( 50 ) . اشارهء آيهء شريفه به مدعا بسيار واضح است . چه آنكه ظاهر «
خَلَقْناكُمْ *
و
صَوَّرْناكُمْ »
همهء بنىآدم است و بنابراين ، از آيه استفاده مىشود كه بعد از خلقت و صورت بخشيدن به همهء بنىآدم ، به ملائكه خطاب شده است كه آدم را سجده كنيد .
( 51 ) . على بن ابراهيم قال : حدّثني أبي عن الحسن بن محبوب عن أبيجعفر عليه السلام قال :
هامش
( 1 ) . تلخيص از الميزان ، ج 1 ، ص 136 - 137