آسمان [ يا بهشت ] ارجاع دهيم تا معناى آن اخراج از بهشت يا هبوط از آسمان باشد و مشكلهء جمع آن با ورود به بهشت براى وسوسه ، روى نمايد . چون از آسمان ( بهشت ) سخنى نبود تا ضمير مذكور بدانها برگردد بنابراين ، كاملًا ممكن است كه با نوعى عنايت و مجاز مراد خروج از دايرهء ملائكه و هبوط از ميان آنها ، و يا خروج و هبوط از مقام قرب و كرامت باشد .
حلّ دوم : ممكن است مراد از امر به خروج و هبوط ، كنايه از منع توقّف دائمى ابليس در ميان ملائكه باشد نه منع از مطلق بودن ولو به مثل عروج و مرور از ميان آنها بدون آنكه هيچ استقرار و توقفى در كار باشد . آيات استراق سمع شياطين به اين امر دلالت مىكند و در روايتى وارد است كه قبل از حضرت عيسى عليه السلام شياطين تا آسمان هفتم عروج مىكردند و آنگاه كه عيسى عليه السلام متولد شد از آسمان چهارم و فوق آن منع شدند و سپس آنگاه كه پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله چشم به جهان گشود از همهء آسمانها ممنوع و محروم شدند .
حلّ سوم : دليلى از قرآن بر ورود ابليس به بهشت [ براى وسوسه ] وجود ندارد تا اشكالى پيش آيد و فقط در بعضى روايات غيرمتواتر اين مطلب آمده است كه در آن احتمال نقل به معنا از ناحيهء راوى نيز مىرود و تنها آيهاى كه مىتوان از آن دخول ابليس به بهشت را استفاده كرد آيهاى است كه به عنوان حكايت كلام ابليس ، چنين مىگويد :
« قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ »
« 1 » چه آنكه ضمير اشارهء « هذه » براى اشاره به نزديك استفاده مىشود و بنابراين ابليس در بهشت در نزديكى درخت ممنوع حاضر بوده است كه با ضمير اشاره « هذه » به آن اشاره كرده است . و لكن بايد توجّه كرد كه اگر لفظ « هذه » در اين آيه دلالت بر نزديكى و قرب مكانى كند ، در آيهء ديگر كه مىفرمايد :
« وَ لا تَقْرَبا هذِهِ *
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 19