تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ » *
نيز بايد دلالت به قرب مكانى خداوند به درخت نمايد كه بطلان آن واضح است . « 1 » ( 47 ) . مشكل عصيان آدم عمدتاً از اين طريق قابل حلّ است كه عصيان منافى با عصمت ، عصيانى است كه از حيث عبوديّت صورت گيرد ، يعنى آن‌گاه كه عبد ، در عبوديت خويش سر به معصيت بردارد عملى منافى با عصمت انجام داده است و اين زمانى است كه از اوامر و نواهى مولوى ربّ خويش سر باز زند . نهى آدم از درخت ممنوع نهى مولوى نبود ، چون ظاهر آيات شريفه در اين باب آن است كه مسئلهء تشريع احكام و روشن ساختن راه هدايت و بيان اوامر و نواهى مولوى بعد از هبوط به زمين است و نيز ترتّب تبعات از سعادت و شقاوت مربوط به اعمالى است كه بعد از هبوط و رسيدن هدايت الهى صورت گرفته ، خداوند سبحان فرمود :
« قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
. . . » . از شواهد مولوى نبودن نهى ، اين نكته است كه خداوند در سورهء بقره و در سورهء اعراف ، ارتكاب منهى و مخالفت با نهى را ظلم شمرده است :
« لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ » *
و لكن در سورهء طه تعبير ظلم را به تعبير « فتشقى » كه به معناى رنج و تعب است تبديل نموده و آن را بر خروج از بهشت متفرع ساخته است و سپس به دنبال آن در بيانى كه هم‌چون تفسير ماسبق است ، فرمود :
« إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى * وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى »
كه از آن روشن مىشود كه مراد از « شقاء » همان رنج و زحمت دنيوى است ، همان گرسنگى و تشنگى و برهنگى و امثال آن كه از لوازم زندگى زمينى است . و بنابراين ، نهى از درخت ممنوع براى پرهيز از اين زحمات و رنج‌هاست نه جهتى مولوى . بنابراين نهى در اين‌جا ارشادى است نه
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 142 - 143
انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 248 | السيد محمدحسين الطباطبائي