الميزان اشاره كردهاند . « 1 »
( 43 ) . مراد از ظهور استثنا ظهور آن در اتصال است نه انقطاع و مراد از اتصال در استثنا ، يعنى مستثنا داخل در موضوع مستثنا منه است و فقط از حكم آن خارج شده .
موضوع مستثنا منه « ملائكهاى هستند كه مورد خطاب به سجده واقع شدهاند » و حكم آن سجده كردن ( خارجى ) آنهاست . بنابراين ، معناى استثناى ابليس اين است كه ابليس از زمرهء ملائكه است و مورد خطاب به سجده واقع شده و لكن از سجده كردن ابا كرده است ؛ يعنى از تحت حكمى كه براى ملائكه در خارج به نحو اخبار ذكر كردهاند ( سجدوا ) خارج است .
گرچه اين بيان مرحوم علّامه قدس سره متين است و لكن به نظر مىرسد نتيجهاى كه بر آن مترتّب نمودهاند خالى از خدشه نباشد . ايشان اين مطلب را به مسئلهء « عدم تمايز سعادت و شقاوت در مرحلهء قبل از هبوط » مرتبط ساختهاند . با اينكه ظاهر آيات شريفه حصول طرد و شقاوت براى ابليس در همان مرتبهء قبل از هبوط است ؛ يعنى به نفس عدم سجده بر آدم ، ابليس مطرود و ملعون شد و بنابراين ، شقاوت وى در مرحلهء قبل از نزول به دنيا و هبوط در آن است . الّا اينكه گفته شود براى شقاوت دو مرتبه است : يكى مرتبه شقاوت كه فقط با هبوط به زمين و مخالفت اوامر و نواهى تشريعى حقّ تعالى حاصل مىشود . دوم شقاوتى كه به معناى مطلق طرد و فرو افتادن از مدارج كمال و درجات آن است . شقاوت نوع اول - على الفرض - با هبوط به زمين صورت مىگيرد و آنچه كه مرحوم علّامه راجع به عدم تميّز سعادت و شقاوت قبل از هبوط به زمين گفتهاند ، راجع به اين نوع سعادت و شقاوت است ، كه با تحقق شقاوت به معناى دوم سازگار است [ و نيز فقط شقاوت به معناى اول است كه با ورود به بهشت و همراهى ملائكه ناسازگار است ] .
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 124