خزائن است . « و اللّه العالم » .
( 36 ) . در روضهء كافى دو روايت به اين مضمون وجود دارد [ ص 231 ، حديث 300 و 301 ] :
1 . عن أبيحمزة قال : قال لي أبوجعفر عليه السلام ليلة و أنا عنده و نظر إلى السماء فقال : يا أباحمزة ! هذه قبّة أبينا آدم عليه السلام و إنّ اللّه عزّ و جلّ سواها تسعة و ثلاثين قبّة فيها خلق ماعصوا اللّه طرفة عين .
2 . . . . عن عجلان أبيصالح قال : دخل رجلٌ على أبيعبداللّه عليه السلام فقال له : جعلت فداك هذه قبّة آدم عليه السلام ؟ قال : نعم و للّه قباب كثيرة ، ألا انّ خلف مغربكم هذه تسعة و ثلاثون مغرباً أرضاً بيضاء مملوّة خلقاً يستضيؤون بنوره لم يعصوا اللّه عزّ و جلّ طرفة عين ما يدرون خلق آدم أم لم يخلق ، يبرؤن من فلان و فلان .
تذكّر اين نكته در اينجا مناسب است كه اين دو روايت علاوه بر اختلافى كه در مضمون با روايت مذكور در متن دارند ، به وضوح در مقام مدح اين دسته از خلايق ( ملائكه ) اند : گويى از فرط استغراق در جمال حق از خود بىخودند و از عالم ورا خبرى ندارند . در حالىكه ظاهر عبارات متن و سياق آنها ، اين نكته است كه عدم اطلاع آنان از خلق آدم و عالم از باب نقض مرتبهء وجودى آنهاست . و لكن مرحوم علامه قدس سره در رسالهء « الوسائط » ، به همين مضمون از اخبار براى مدح دستهاى از ملائكه و اثبات كمال آنها تمسّك جستهاند . ( به ص 142 از رسائل توحيديه مراجعه شود ) .
( 37 ) . تفسير برهان ، ج 1 ، ص 74 ، حديث 4 و 6 . در ذيل تعليقهء [ 28 ] بخشى از اين روايات را نقل كردهايم ، مراجعه شود .
( 38 ) . وجه استفادهء اين نكته ، آن كه در آيهء شريفه
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
علم به اين خزائن غيبى را منحصر به خداوند نموده است و از طرفى ديگر در آيهء خلافت علم به خزائن غيبى كه همان اسماى الهيّه است ، براى آدم اثبات گشته ، پس ضرورتاً علم آدم همان علم خداست .