يسجدوا لآدم ردّت الملائكة أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبّح بحمدك و نقدّس لك . . . فغضب عليهم ثم سألوه التوبة . . . » « 1 » .
اين روايت شريف صريح است كه ملائكه كلام حقّ را به حال اعتراض پاسخ گفتهاند و لذا كلامشان غضب خداوند را بهدنبال داشته است و بعد هم از خداى تعالى مسئلت توبه نمودهاند .
3 . در روايت ديگرى از علىبنالحسين عليهما السلام پيرامون همين آيه آمده است : « . . . ردّوا على اللّه فقالوا : « أتجعل فيها . . . » فمنّوا على اللّه بعبادتهم فأعرض عنهم . . . فلمّا عرفت الملائكة أنّها وقعت في خطيئة لاذوا بالعرش و انّها كانت عصابة من الملائكة . . . » . « 2 »
اين روايت نيز در نسبتدادن « اعتراض » و « منّت » و « خطا » به ملائكه صريح است .
روايات ديگرى هم به اين مضمون وجود دارد كه مىتوان با مراجعه به تفاسير روايى آنها را ملاحظه كرد .
( 32 ) . تأييد دعوى مذكور به آيه شريفه از اين جهت است كه ظاهراً اين آيه مىرساند كه خداوند تعالى با تعليم اسما به آدم عليه السلام و عرضهء آنها بر ملائكه نقص خلافت ملائكه و عدم تماميّت ظهور اسم عليم را در ايشان آشكار نمود . بنابراين ، اين كلام حقّ كه
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
فقط براى اسكات ملائكه نبوده است و الّا احتياجى به ظاهر ساختن نقص علم ايشان نبود ؛ بلكه خود ، مُبرز و مبيّن وجه نقص ملائكه است . گويى خداوند متعال مىفرمايد : چون علم شما ( ملائكه ) ناقص است ، مخلوقى بايد كه از اين نقص مبرا باشد و او آدم است كه همهء اسما و كمالات را داراست [ و اين نقص را به نفسهمين تعبير
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
بيان مىكند ]
( 33 ) . وجه استفادهء مطلب مذكور ، از جهت بهكاررفتن ضمير « هم » در مورد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 30 ، ح 6
( 2 ) . همان ، ص 31 ، ح 7