اسماست ، ضمير « هم » در « عرضهم » به اسما برمىگردد ، بنابراين معلوم مىشود اسمائى كه خداوند تعليم آدم فرمود صاحب شعور و علمند ، چه آنكه اگر مرجع ضمير ؛ يعنى « اسماء » از صاحبان شعور و ادراك نبودند ، مىبايد ضمير مؤنث ، مفرد يا به نحو جمع آورده شود « 1 » مثل : الكتُب نفعت أو نفعن . و الزروع أثمرت أو أثمرن . . .
[ البته ضمير « هم » در مقام ، ضمير نصب است كه از جهت بحث فرقى نمىكند ] .
( 34 ) . علاوه بر وجهى كه در تعليقهء [ 30 ] درمورد « عرضهم » گذشت ، مىتوان وجه دلالت آيات مذكوره ، بر مدعى را اينطور بيان كرد : از سياق اين آيات فهميده مىشود كه نحوهء علم به اسماى مذكور در آيه ، غير از علمى است كه براى ما نسبت به اشيا حاصل مىشود و الّا ملائكه با إنباى آدم به اين اسما ، بدانها عالم مىشدند و لذا در مرتبهء آدم قرار مىگرفتند . و بنابراين ، اين چه كرامتى براى آدم است كه اسمائى لفظى را بداند چونكه خداوند تعليم وى نمود . و ملائكه آنها را نمىدانند چون تعليمى در مورد آنها نبود ، و لكن به حدى از كمالند كه اگر اين الفاظ برايشان بيان شود آنها هم عالم مىشوند و واضح است كه چنين اختلافى هيچگاه حجّت ملائكه را ابطال نمىكند . زمانى اين حجّت ابطال مىشود كه معلوم شود آدم ، بهخاطر خلقت خويش قابليت اتّصاف به كمالاتى را دارد كه ملائكه فاقد آن هستند . علاوه براينكه ملائكه بهخاطر احاطهء وجودى خود احتياجى به الفاظ ندارند ، چه آنكه الفاظ وسيلهاى است براى اطلاع بر مقاصد و اين مقاصد بدون وساطت الفاظ براى آنها حاصل است . از اينجا فهميده مىشود كه مراد از اسم ، عين مسمّى است و مراد از اسما ، حقايق نوريه است كه با انباى آدم هم ، براى ملائكه به تمامه و كماله حاصل نمىشود . « 2 »
( 35 ) . مراد از انطباق آيه شريفه با آيهء خزائن ، اثبات اين نكته است كه اسماى الهيهاى كه خداوند تعليم آدم فرمود وجوداتى نورى و در غيب آسمانها و زمين مخفىاند
هامش
( 1 ) . النحو الوافى ، ج 1 ، ص 238
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 117