تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
الجسد و جد له مسّاً و حيث ركبت لم يعلم به ؟ قال : « لانّه نما عليه البدن » . ( 16 ) . در به دو نظر در اين‌جا مشكله‌اى رخ مىنمايد : عود و بازگشت به همان حال قبل از نزول چگونه با شقاوت جمع مىشود ، چون فرض بر اين است كه حال قبل از نزول حالى است سعادت‌مندانه كه از كدورات زمينى مبرّاست [ در ابتداى اين رساله بر اين معنا تأكيد شده بود ] . به‌عبارت ديگر اين مطلب مسلّمى كه از برهان و آيات شريفه استفاده مىشود كه هر معلولى به علت خود باز خواهد گشت و علل اشيا از عالم نور و قدسند ، چگونه با مطلب مسلّم ديگرى كه مىگويد در بازگشت مردم به دو گروه تقسيم مىشوند ، سعيد و شقى ، قابل جمع است ؟ عود به عالم نور و قدس مقتضى « نوربودن » و « مقدس‌بودن » است نه شقىبودن . در آيهء شريفهء
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ * فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ »
هر دو مطلب جمع شده است : هم حكم شده است كه هر وجودى به اوائل علل خويش بازگشت مىكند و هم اين‌كه در بازگشت ، عده‌اى به هدايتند و عده‌اى به ضلالت . و آياتى كه مردم را در بازگشت به دو گروه [ تقسيم ] مىكند در سرتاسر قرآن وجود دارد ، بلكه مقتضاى برهان هم همين است ، چه آن‌كه اعمال نيك را از اعمال زشت و پليد ميزى بايد و اعمال را با ذوات مسانختى است پس بالاخره ذواتى كه باز مىگردند در اثر اعمال خويش ضرورتاً به دو گروه تقسيم مىشوند . بالجمله اصل دو مطلب يا دو كبراى مذكور ، يعنى « اتحاد عود و بدء » و نيز « عود به شقاوت يا سعادت » دو قانونى است كه هم به كمك برهان قابل اثبات است و هم به آيات و روايات مأثوره . در فصل 16 كه از عموميّت معاد بحث مىشود به برهان اتّحاد « بدء و عود » اشاره مىشود و آيات بيشترى در اين رابطه موضوع بحث واقع مىگردد . « 1 » آنچه در اين‌جا مورد نظر است جمع دو مطلب فوق بعد از فراغ از اصل آنهاست .
هامش
( 1 ) . و نيز در رسالهء افعال از رسائل توحيديه ( ص 69 - 72 ) مطالبى در اين زمينه آمده است ، براى بحث بيشتر مراجعه‌شود
انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 225 | السيد محمدحسين الطباطبائي