از اينجا روشن مىشود كه چرا معلول در سلسلهء نزول از طهارت و قدس برخوردار است ؛ چون شقاوت منوط به اعمال است و اعمال در صحنهء دنيا و « نزول به ارض » سبب شقاوت و سعادتند . محلّ تميز سعادت از شقاوت دار دنياست و انسان همانگونه كه در دنيا زندگى مىكند همانگونه هم مىميرد و همانگونه كه مرد ، برانگيخته مىشود « كما تعيشون تموتون و كما تموتون تبعثون » . حضرت علامه قدس سره در « رسالهء افعال » به اين مشكله و پاسخ آن به نحوى بسيار مجمل و موجز اشاره كردهاند :
. . . از اين مقدمات استنتاج مىشود كه هر شيئى در بازگشت خويش در مرتبهاى كه ذات وى از آن تعيّن يافته مستقر مىگردد كه فوق آن علت است . بنابراين ، هر شيئى به منشئى كه از آن نشئت گرفته باز مىگردد و لكن بين عود و بدء فرقى است : عالم عود به دو عالم سعادت و شقاوت تقسيم مىشود به خلاف عالم بدء كه فقط عالم سعادت است . منتها بايد اين نكته را ملحوظ داشت كه سعادت بدء ، سعادتى عامّ است نه سعادتى كه مقابل شقاوت است و بنابراين ، بين سعادت بدء و تعيّن ذات شقى از آن و بازگشت به همان مرتبه در حالى كه شقاوتمند است ، منافاتى وجود ندارد و با اين حال عود و بدء واحدند . فافهم إن كنت من اهله . . . [ الرسائل التوحيديه ، ص 71 - 72 ] در تعاليق آينده باز هم مطالبى خواهد آمد كه شايد به فهم اين مطلب كمك بيشترى كند و الحمدللّه .
( 17 ) . ظاهراً در اينجا اشتباهى رخ داده است ، چه آنكه در مباحث بعدى و نيز در « رسالهء افعال » « 1 » تصريح مىكنند كه محل انشعاب طريق به سعادت و شقاوت ظرف حيات دنياست و الّا از حيات دنيا جز سعادت ( عامّه ) كه با شقاوت در ظرف حيات دنيا قابل جمع است وجود ندارد . گرچه مىتوان گفت كه مبادى سعادت و شقاوت در عالم قبل از دنيا موجود است ، اما فعليت و بروز آن در نشئهء دنياست كه محلّ تشريع
هامش
( 1 ) . الرسائل التوحيديه ، ص 71