تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
و معرفت او بهره‌مند شود و نه بيشتر و چون وجود علت اقوا از وجود معلول است پس سرانجام حقيقتى از علت باقى خواهد ماند كه معلول از او در حجاب است . ( 9 ) . مراد از « هر دو مرحله » : يعنى ذات و افعال :
« بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ »
اشاره به طهارت ذات مىكند و
« لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ »
اشاره به فعل . علاوه توان گفت : وجه اشارهء آيهء شريفه به « امرى » بودن ذات و افعال ملائكه ممكن است از اين جهت باشد كه تعبير
« بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ »
دلالت مىكند كه فعل ملائكه به امر الهى و ممحّض در آن است ، و با امرىبودن فعل ممكن نيست كه ذات آنها مشتمل بر جهت خلقى باشد ، چه آن‌كه خلقىبودن ذات لامحاله مستلزم آن است كه لااقل بعضى آثار و افعال آن خلقى باشد و مفروض آن‌كه همهء افعال ملائكه به « امر » صورت مىگيرد و لذا امرى و بلكه ممحض در جهت « امريّت » است . و اما « اكرام ذاتى » كه در متن از آن سخن رفته است ، ظاهراً اشاره به مطلبى دارد كه در الميزان بيان نموده‌اند و توضيح آن چنين است : در آيهء مورد بحث ملائكه متصف به عبوديت شده‌اند :
« بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ »
در حالىكه مىدانيم هر صاحب ادراك و شعورى از عباداللّه است ؛ يعنى عبوديّت درمورد وى صادق است . پس تخصيص ملائكه به
« عِبادٌ مُكْرَمُونَ »
از اين جهت است كه آنها مشاهده اين معنا را مىكنند ، يعنى از نفس خويش جز عبوديّت مشاهده نمىكنند و اين اكرامى ذاتى براى آنهاست . خداوند آنها را در ذاتشان مكرم ساخته است ، چون در ذاتشان جز عبوديّت امر ديگرى مشاهده نمىكنند . پس مراد از « اكرام » در اين‌جا افاضهء عبوديّت كامل براى ملائكه است و كمال عبوديت ، مشاهدهء آن در ذات است . ( 10 ) . آنچه كه در متن تحت عنوان « نكتهء قابل توجه آن‌كه . . . » آمده است ، محتمل است تتميم استدلال به آيهء
« بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ . . . »
باشد ، نه نكته‌اى زايد بر استدلال . در اين صورت مراد علامه قدس سره از اين‌كه آيهء شريفه خالى از اشاره به هر دو مرحله نيست فقط اشاره به امرىبودن فعل ملائكه به‌طور مستقيم است و امر بودن ذات را بايد با