تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
مجموعاً نفى نمىشود ، بلكه از مرتبه‌اى نسبت به مرتبهء ديگر . 2 . « قدر » منفى همان تعين ثابت براى شىء در مرحلهء نشئهء دنيايى است و لذا اين نحوه از تعيّن از همهء مراتب خزاين من حيث المجموع قابل نفى است . در تفسير شريف الميزان « 1 » و نيز در كتاب حاضر در مواضع مختلفى « 2 » ، مرحوم علامه « خزائن » را بر اسماء الهى تطبيق نموده‌اند . از اين‌جا مىتوان بيان ديگرى براى تعدد خزائن يافت چه آن‌كه در تحقق هر شيئى در عالم ، اسماى مختلفى به‌كار مىآيد از اسم عليم و قادر وحى و امثال آن و اسماى الهى هيچ‌يك محدود و مقدّر نيستند ، بلكه همه از صقع ربوبىاند و از دايرهء مخلوقات خارجند و بنابراين ، از حدّى كه به مخلوقات لاحق مىشود ، مبرّا هستند . و غرض از اثبات « خزائن » براى هر شيئى ، اثبات اسمائى است كه در تحقّق يك شىء دخيلند ، چه آن‌كه هر اسمى در واقع خزانه‌اى است براى اشياى نازله و مخلوقات مقدّره . به اين بيان روشن مىشود اختلاف « خزائن » به شدّت و ضعف نيست چه آن‌كه اسماى الهى مصداقاً واحدند و لذا شدت و ضعف در آنها معنا ندارد ، بلكه به نوعى تقدّم و تأخر مفهومى است به همان معنا كه در اسما ثابت است و تعيّنى بر تعيّن ديگر مفهوماً مقدم است نه مصداقاً . به‌نظر مىرسد اين بيان از ساير بيانات روشن‌تر و با حكم به اتحاد خزائن و اسما كه در كلام مرحوم علامه به كرّات آمده است ، سازگارتر است . « و اللّه العالم » ( 8 ) . در اين‌جا اين نكته بايد روشن باشد كه مراد از عدم حجاب و عدم غيبت ، مطلق نيست چه آن‌كه محجوب‌بودن هر مرتبهء دانى نسبت به مرتبهء عالى امرى ضرورى است . هر مرتبهء دانى به همان مقدار از مرتبهء عالى علم و حضور مىيابد كه مرتبهء وى اجازه مىدهد : هر معلول به اندازهء سعهء وجودى خود مىتواند از حضور علت
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 118 ( 2 ) . الرسائل التوحيديه ، ص 181