تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
وحدانى و دفعى برمىگردد و الّا خلق نفوس در عالم مادّى خارج ، دفعى نيست و اين همان مدعاى اصلى است كه در خلقت اشيا جهت و حيثيّتى وحدانى و دفعى وجود دارد . آرى اين نكته نيز از آيهء شريفه استفاده مىشود كه لفظ « خلق » گاهگاه به‌جاى « امر » هم به كار برده مىشود و اين حقيقتى است كه مرحوم علامه قدس سره خود بدان معترف است . ( 6 ) . در اين‌جا بايد توجّه نمود كه چگونه اين نكتهء به دست آمده از آيات ، ثابت مىكند كه خلق بر امر متفرّع است چون بحث اصلى تفرّع خلق بر امر بود و مرحوم علامه قدس سره فرمودند كه اين نكته از آيات مذكور قابل استفاده است . ظاهراً وجه استفاده اين است كه نزول امر از آسمانى به آسمان ديگر تا اين‌كه به زمين برسد نزولى وجودى است و به عبارت ديگر عين وجود آن آسمان يا سعهء وجودى آن است و همين‌طور درمورد زمين : نزول امر به زمين عين حيات زمين و وجود آن است نه اين‌كه زمين براى خود وجودى دارد و نزول امر هم‌چون اوصاف ديگر عارض بر آن است ، بلكه نزول امر به زمين عين تحقّق زمين است ، عالم مادّه ( زمين ) دم به دم به رسيدن « امر » مجدّد مىشود و حيات مىيابد و اين است معناى نزول . به اين بيان ، توقف و تفرّع خلق بر امر بسيار واضح و روشن مىگردد . ( 7 ) . اين نكته روشن است كه كثرت رُتبى مشكلهء محدوديّت را حل نمىكند چه آن‌كه هر رتبه ، معلول رتبهء ما فوق خود است و معلوليّت ملازم با محدوديّت و تعيّن است بلكه معلوليّت منشأ هر تعيّن و تقدير است . پس لامحاله تعيّن و محدوديّت ، به خود خزائن [ به جز مرتبهء ما فوق همه ] راه خواهد يافت و اين خلاف مقصود است . البته به نظر مىرسد مرحوم علامه قدس سره به اين نكته متفطّن بوده‌اند و لذا در ص 9 آن‌جا كه در مقام تلخيص مطالب برمىآيند تصريح مىكنند اين موجودات نامحدود عالم امر « غير از جهت معلوليّت نسبت به خداى سبحان حدّ و تقديرى ديگر ندارند » . و لكن تطبيق همين نكته بر همهء « خزائن » نيز