تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
و معلول [ و شايد تنها مثال شهودى ] رابطهء نفس و صور قائمهء به اوست . آنچه تصور مىكنيم يا تخيّل ، هيچ‌يك خارج از « خود » ما نيست ، بلكه نوعى ظهور و تجلّى نفس ماست ، اين نفس است كه در مرتبه‌اى به اين صور ظاهر شده ، و لذا نمىتوان گفت كه اين صور براى خود وجودى جداى از وجود نفس دارند و فقط محتاج به نفسند . اين گفته از باب مسامحه است ، چون اگر حقيقت احتياج شكافته شود در مسئلهء عليّت بازگشت به همان عين الربط و تجلّى و امثال آن خواهد كرد . از اين‌جا روشن مىشود كه چرا از معلول به تنزّل و تعيّن علت تعبير مىشود . به هر حال اين بيانى بود اجمالى از آنچه كه در رابطهء علت و معلول بايد مدّنظر باشد و الّا درك حقيقت آن جز با مراجعهء مستقيم و شهودى به نفس و مراتب آن ميسّر نيست ، چه آن‌كه هر چه از الفاظ « عين الربط » و « تجلّى » و « ظهور » و امثال آن آورده شود ، مادام كه چنين مراجعه‌اى صورت نگيرد ، در حدّ ابراز مفاهيمى اجمالى و غيرمبيّن باقى خواهد ماند و مصداقى ملموس براى مخاطب به دست نخواهد داد . ( 2 ) . مرحوم علامه قدس سره در ابتداى رسالهء « الوسائط » برهانى مختصر بر لزوم عوالم سه‌گانه و انحصار آن بيان نموده‌اند ، مراجعه شود . [ الرسائل التوحيديه ، ص 101 - 104 ] . اصل وجود سه عالم ، با مراجعه به نفس و شناخت مراتب آن نيز قابل اثبات است . و لكن اين نحوه استدلال فقط وجود سه عالم را اثبات مىكند اما اين‌كه براى هر وجود مادّى صورتى مثالى و صورتى عقلى وجود دارد از حيطهء اين استدلال خارج است . ( 3 ) . ظاهراً تطبيق قاعدهء كليّه‌اى كه در متن مذكور است بر انسان ، احتياج به تأمّل بيشتر و تقريبى ديگر دارد . اين‌كه هر موجود مادى مسبوق به موجودى در عالم مثال و آن‌هم به موجودى اقوا و اشدّ در عالم عقل است قاعده‌اى است كه موضوع آن را اشياى مادّى تشكيل مىدهد در حالى كه « انسان » خود موجودى است منبسط و كشيده شده در عوالم سه‌گانه وجود كه هم داراى مرتبهء مادّه است [ به لحاظ واجديّت