فصل 16 : در عموميّت معاد
خداوند سبحان فرمود :
« ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى »
« 1 » اين آيه مىرساند كه خلقت همهء آنچه كه در آسمانها و زمين و ما بين آنهاست ، مقرون به « حق » و « اجل مسمى » است و مراد از « باء » در اينجا يا سببيّت است و يا مصاحبت ، و در فصل اول ديديم كه مراد از « اجل مسمّى » همان « حيات عنداللّه » است ، حياتى تام و سعادتمند ، دور از هرگونه فنا و زوالى و هرگونه شوب مزاحمات دنيوى و آلام اين سويى . و لذا « اجل مسمّى » در واقع همان حيات تامّى است كه وجود اشيا از آن تنزّل يافته 244 همانگونه كه خداى تعالى فرمود :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
« 2 » پس منبع همه موجودات با همگى كثرتشان حيات تامّ نامحدودى است و معادشان هم به سوى همان منبعى است كه از آن سرچشمه گرفتهاند . مفاد « خلقت به حق » كه در آيهء سابق الذكر آمده بود :
« ما خَلَقَ اللَّهُ . . . *
إِلَّا بِالْحَقِّ » *
نيز همين است . زيرا باطل فعلى است كه منتهى به غايتى كه مراد از آن فعل است نشود و محال است كه مراد و غايت از فعل يا خلق ، خود فعل يا خلق باشد مگر اينكه آن فعل يا خلق در اصل وجودش كامل و از ثبات و عدم تغيّر برخوردار باشد بهنحوى كه از نقص به كمال تدرّج نداشته باشد و جميع براهين در مقام نيز همين نكته را ثابت مىكنند علاوه بر اينكه قضيّهء مذكوره از قضايايى است كه قياساتها معها .
آيهء شريفهء
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا »
« 3 » همچون آيهء سابق عموميّت معاد را ثابت مىكند چون خداوند متعال در اين دو سياق ، بين موجودات
هامش
( 1 ) . روم ، آيه 8
( 2 ) . حجر ، آيه 21
( 3 ) . ص ، آيه 27 ؛ و ما آسمان و زمين و هرآنچه در بين آندو است را باطل نيافريدهايم