زنده [ به گمان ما ] و غيرزنده و يا بين موجودات عاقل و غيرعاقل ، فرقى ننهاده است و لذا مىفهميم كه حكم معاد و حشر همهء موجودات را فرا مىگيرد .
حشر حيوانات و موجودات زنده
و از سويى ديگر درمورد خصوص خلايق زمينى كه ذىحياتند مىفرمايد :
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
« 1 » . ظاهر آخر آيه مىرساند كه حشر آنها بهجهت اين نكته است كه آنها هم همچون بشر اممى بودهاند كه خلقشان غايتى داشته كه همان بازگشت و معاد است پس « فرق » و « نشر » به جهت « جمع » و « حشر » مقصود بوده است كما اينكه جمع و حشر به جهت فرق و نشر مقصود بوده ، كه در آيهء
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ »
به همين جهت اشاره شده است . و بايد دانست درمورد صفات و اسما ذات حق نيز حقيقت امر از همين قرار است 245 فافهم ان كنت من أهله إنشاءاللّه .
پس حشر جنبندگان و پرندگان بهسوى پروردگار ، نتيجهء [ يا مثل نتيجهء ] اين جهت است كه آنها هم مثل بشر « اممى » هستند و علت اين نكته را اين كلام خداى سبحان روشن مىسازد كه
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ »
چون مراد از « كتاب » در اين آيه ، كتاب حقّى است كه خداوند درمورد آن فرموده :
« هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ »
« 2 » و مقتضاى حقّيّت كتاب آن است كه اختلافات موجود بين جنبندگان و پرندگان و غيره كه آنها را نوع نوع مىكند و هر نوعى با نوع ديگر در شكل و صورت و افعال و آثار مختلف ، لغو و باطل نبوده و بلكه در غايت و منتهى مؤثر باشد بهنحوى كه اين انواع
هامش
( 1 ) . انعام ، آيه 38 ؛ [ و محقّقاً بدانيد ] كه هر جنبندهاى در زمين و هر پرندهاى كه به دو بال در هوا پرواز مىكند همگىطايفهاى مانند شما نوع بشر هستند ما در كتاب آفرينش بيان هيچ چيز را فروگذار نكرديم . آنگاه همه به سوى خدا محشور مىشوند
( 2 ) . جاثيه ، آيه 29