بيان حقيقت شفاعت
از سويى ديگر خداوند سبحان فرموده :
« فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ »
« 1 » كه معلوم مىشود فايدهء شفاعت تبدّل گناهان موجب فسق ، به حسنات است تا اينكه به سبب اين شفاعت رضاى پروردگار حاصل گردد و اين در حالى است كه خداوند وعده فرموده كه گناهان كبيره اگر اجتناب شوند از گناهان صغيرهء شخص درگذرند چنانكه آيهء زير دال بر آن است :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ »
« 2 » و نيز
« الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ »
« 3 » پس براى غضب پروردگار و عدم رضاى او موردى باقى نمىماند الّا در خصوص كبائر ، پس آنچه كه قابل براى شفاعت است همان كبائر است و در روايتى كه هر دو گروه سنّى و شيعه به نحو صحيح از پيامبر نقل كردهاند ، آمده است : « به درستىكه شفاعت من مخصوص اهل كبائر از امّت من است » « 4 » 208 ، يا مضمونى قريب به آن . پس شفاعت موجب تبدّل اينگونه كبائر است . خداوند سبحان فرموده :
« إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »
« 5 » پس شفاعت در واقع جايگزين عمل صالح مىگردد . و نيز فرموده :
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »
« 6 » پس شفاعت مثل عمل صالح موجب بالا رفتن « كلم طيّب » يعنى
هامش
( 1 ) . توبه ، آيه 96 ؛ خداوند از اهل فسوق راضى نمىشود
( 2 ) . نساء ، آيه 31 ؛ اگر از كبائر اجتناب كنيد ، از گناهان ديگر شما درمىگذريم
( 3 ) . نجم ، آيه 32
( 4 ) . و از آنچه در باب شهادت درمورد عموميّت شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت معلوم شد كه مراد از شفاعت يا همانشفاعت خاصهء در حديث ( يعنى شفاعت درخصوص اهل كبائر ) است و يا اينكه عبارت « من امتى » متعلق به « شفاعتى » است . ( مصنّف )
( 5 ) . فرقان ، آيه 70 ؛ مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه در اين صورت خداوند گناهانايشان را به حسنات تبديل خواهد كرد
( 6 ) . فاطر ، آيه 10