تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
خداست : از آن‌جا كه فرمود :
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ »
« 1 » و به همين خاطر است كه پيامبران كه در ميان مرضيّين گوى سبقت جسته‌اند ، در مقام پاسخ به خطاب حقّ هرگونه علمى را از خويش نفى مىنمايند :
« يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ »
« 2 » با وجودى كه بدون شك علم آنان از ديگران بسيار بيشتر و نيز صادق‌تر است . پس اين گروه بر طهارت اوّليهء ذات خويش باقىاند و به عهدى كه با پروردگار خويش بسته‌اند پايبندند . خداوند سبحان مىفرمايد :
« لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً »
« 3 »

شفاعت و مرضىّ بودن مشفوع

پس محصّل كلام آن‌كه شفاعت‌كنندگان كسانى هستند كه از ناحيهء ذات و فعلشان هر دو مورد رضاى حق باشند . اين مرضىّبودن ذات در ناحيه مشفوعين ( شفاعت شوندگان ) نيز لازم است كه فرمود :
« وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
« 4 » « ارتضاء » در اين آيه مطلق است و ناظر به‌خصوص اعمال نيست ، چه آن‌كه مورد شفاعت به حسب آيه ، خود مشفوعين هستند نه افعالشان و معناى « ارتضاء از آنان » همان طهارت نفوسشان در اثر ايمان است . مؤيّد ما اين كلام حقّ است كه
« وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ »
كه مشعر به آن است كه - ايمان مقابل كفر - مرضىّ حق است .
هامش
( 1 ) . بقره ، آيه 255 ؛ و خلق به هيچ مرتبه علم او احاطه نتواند كرد مگر به آنچه او خواهد ( 2 ) . مائده ، آيه 109 ؛ روزى كه خدا همهء پيامبران را جمع نمايد و آن‌گاه آنان را گويد كه چگونه امّت از دعوت شمااجابت كردند ؟ پيامبران گويند : خدايا ما نمىدانيم تويى كه به باطن همهء موجودات دانايى ( 3 ) . مريم ، آيه 87 ؛ كه در آن روز هيچ‌كس مالك شفاعت نباشد مگر كسى كه [ به پرستش حق ] از خداى مهربان عهد [ نامهء توحيد كامل ] دريافته است ( 4 ) . انبياء ، آيه 28 ؛ شفاعت نكنند جز آن‌كه را كه خدا از او راضى است