و فعل حق مىشود همان « اذن » است ، و پيشتر نيز تفسير « اذن » به « رضا » گذشت .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله شافع شافعان
خداوند سبحان فرمود :
« يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ »
« 1 » كه بيان مىكند آنچه كه شفاعت ناميده مىشود به رحمت الهى قائم است و بهعبارت ديگر شفاعت نوعى « رحمت » الهى است كما اينكه از آيهء
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ »
« 2 » نيز فهميده مىشود .
از سويى ديگر خداوند سبحان به رسول خويش فرمود :
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
« 3 » كه كلامى مطلق است و مىرساند رسول اللّه صلى الله عليه و آله غير از مقام شفاعت مقامى ديگر شامختر از آن داراست و آن مقام « اذن » است كه شفاعت در مرتبهء بعد از آن و بهسبب آن حاصل مىگردد . پس رسول اللّه صلى الله عليه و آله شفيع همهء شافعين است چنانكه شاهد جميع شاهدان است [ كه قبلًا بدان اشاره شد ] . و بايد دانست فضيلتى كه در اين آيه براى رسول اللّه صلى الله عليه و آله ثابت شده غيرفضيلتى است كه براى ديگران در آيهء
« وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ . . .
وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ »
« 4 » آمده است ، چه آنكه ظاهر اين آيه تفضيل بنىاسرائيل بر ديگران از جهت جمع آيات روشن الهى براى ايشان است نه از جهت قرب به حق كه ناشى از تقواست و شاهد اين دعوا نزول نقمات و عذابها بر ايشان است . و تفضيل امتى بر همهء عالمين ، مثل تفضيل شخصى
هامش
( 1 ) . دخان ، آيه 42
( 2 ) . اعراف ، آيه 156 ؛ رحمت من همهء موجودات را فرا گرفته و البته براى آنان كه راه تقوا پيش گيرند حتم و لازم خواهم كرد
( 3 ) . انبياء ، آيه 107 ؛ اى رسول ، ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت براى اهل عالم باشى
( 4 ) . جاثيه ، آيه 16 ؛ و ما بنىاسرائيل را كتاب و نبوّت عطا كرديم . . . و آنان را بر اهل دوران خود برترى داديم