كسانى ممكن خواهد بود كه اعمال عاملين را به طور دقيق و بدون هيچگونه خطا و اشتباه حفظ و ضبط نمايند .
از سوى ديگر ، وقتى شناخت قوا و حواس ظاهرى انسان را مورد تأمل و دقت قرار مىدهيم ، مىبينيم كه چنين شهادتى [ شهادت بر باطن اعمال ] و دريافتى ، حتى نسبت به اعمال حاضرين و با فرض حضور شاهد ممتنع است ، چه رسد به غائبين و يا فرض غيبت شاهد . از اينجا به روشنى به اين نتيجه مىرسيم كه اطلاع و آگاهى از باطن اعمال از راهى ديگر و با نيرويى ماوراى نيرو و حواس ظاهرى انسان حاصل مىشود ؛ نيرويى كه باطن و ضمير انسان را چون ظاهرش لمس مىكند و از غايب همانند حاضر آگاه است . اين نيرو در حقيقت نورى است غيرجسمانى كه به آنچه كه امور جسمانى در تأثيراتشان به آن نياز دارند مانند زمان و مكان و حال ، نيازمند نيست ، بلكه نورى است كه به وسيلهء آن باطن و نهان افراد را مىتوان ديد و « طيب » و « خبيث » و « پاك » و « ناپاك » را از هم باز شناخت .
عرضهء اعمال بر پيامبر و اولياى خاص
خداى متعال مىفرمايد :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ * كِتابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ »
« 1 » و نيز مىفرمايد :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ * وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ * كِتابٌ مَرْقُومٌ * وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ »
« 2 » و در فصل پيش ، اين مطلب بيان شد كه « اصحاب يمين » و « اصحاب شمال » كتاب و نامهء اعمالشان را از راه امامشان دريافت مىدارند . خداى تعالى مىفرمايد :
وَ قُلِ
هامش
( 1 ) . مطفّفين ، آيههاى 18 - 21 ؛ چنين نيست [ كه كافران پندارند ] ، امروز نيكوكاران عالم با نامهء اعمالشان در بهشتعليّين روند و تو چگونه بر حقيقت عليّين آگاه توانى شد ، كتابى است [ كه به قلم حق ] نوشته شده است و مقرّبان درگاه حق به مشاهدهء آن مقام نائل شوند
( 2 ) . همان ، آيههاى 7 - 10 ؛ چنين نيست [ كه كافران پندارند ] البته در روز قيامت بدكاران با نامهء عمل سياهشان درعذاب سجّينند و چگونه به حقيقت سجّين آگاه توانى شد ؟ كتابى است [ كه به قلم حق ] نوشته شده است ، واى آنروز به حال منكران