الْكِتابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ »
« 1 » و به طور كلى در قرآن مجيد از چندين گروه به عنوان شهدا ( گواهان ) بر اعمال در روز قيامت ، ياد شده است .
حقيقت شهادت
« شهادت بر شىء » عبارت است از تلقى و دريافت آن از راه حضور و رؤيت .
شهادت ، هم به مرحلهء تحمّل و دريافت آن اطلاق مىشود و هم به مرحلهء حكايت و اداء ، واضح است كه شهادت بر اعمال ( در روز قيامت ) تنها گواهى بر صورت ظاهرى اعمال نيست ، بلكه شهادت بر باطن اعمال و وضعيت آنها از نظر اطاعت و معصيت و يا سعادت و شقاوت نيز هست ، چرا كه مقتضاى حكم و قضاوت بر اساس گواهى شهدا ، آن هم از سوى « احكم الحاكمين » همين است كه شهادت بر حقيقت و باطن اعمال باشد .
درك و تلقى اوصاف حقيقى اعمال غيرممكن است ، مگر براى شاهدانى كه از ريشه و منشأ آنها مطلع باشند و بر ضماير و نيّات واقف باشند . از اينرو شهادت در روز قيامت ، در عين اينكه نوعى تكريم و ارج نهادن به مقام شاهد به شمار مىرود
« لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
در عين حال تنها به كسانى اختصاص دارد كه در دنيا چنين مقامى ( آگاهى از ضمائر ) به آنها ارزانى شده باشد ، خداوند متعال مىفرمايد :
« لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً »
« 2 » و صواب ، ضد خطاست و نيز مىفرمايد :
« إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ »
« 3 » بنابراين ، شهادت در آن روز تنها براى
هامش
( 1 ) . زمر ، آيه 69 ؛ و زمين به نور پروردگار خويش روشن شد و نامه [ اعمال در پيشگاه حق ] نهاده شود و انبيا و شهدااحضار شوند و ميان خلق به حق حكم كنند و بر كسى ابداً ستم نخواهد شد
( 2 ) . نبأ ، آيه 38 ؛ سخن نمىگويد مگر كسى كه از ناحيهء خداى سبحان مأذون باشد و سخن حق گويد
( 3 ) . زخرف ، آيه 86 ؛ جز كسانى كه بدانند و بر حق گواهى دهند