تبدلاتى است كه در آنها انجام مىپذيرد بهطورى كه از خود آنان خارج نمىگردد .
همانگونه كه خداوند در چنين سياقى « مثل » را به « عين » تبديل فرموده است :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى »
« 1 » و
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
« 2 » . بنابراين مراد از مثل شىء ، خود همان شىء است و اين يك نوع ظرافت در كلام است . بنابراين ، از همهء اين آيات فهميده مىشود كه بدنها پيوسته در دگرگونى و تغييرند و از گونهاى به گونهء ديگر درآيند تا اينكه به لحظهء قيامت برسند و به نفسهاى خويش ملحق شوند . خداوند مىفرمايد :
« وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ »
« 3 » و
« أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ »
« 4 » كه در آن از بدنهاى برانگيخته شده به « ما » ( آنچه ) تعبير فرموده است . 140 و نيز فرمود
« فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ * فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ »
« 5 » : و همانطور كه ملاحظه مىكنيد اين لحوق بدنها به ارواح است . 141
سير ارواح به سوى پروردگار
با وجود اين ، روح نيز براى خود سيرى و حركتى دارد . خدا مىفرمايد :
« مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ »
« 6 » .
بنابراين ، روح هم مانند ملائكه با نردبانهاى خداوندى به سوى او اوج مىگيرند .
و همينطور است اين سخن خدا كه
« رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ »
« 7 »
هامش
( 1 ) . احقاف ، آيه 33 ؛ آيا كافران نديدند خدايى كه آسمانها و زمين را آفريد و هيچ فرو نماند البته هم او قادر است كهمردگان را باز زنده كند كه البته او بر هر چيز قادر است
( 2 ) . شورى ، آيه 11 ؛ هيچ شيئى همانند او ( خدا ) نيست
( 3 ) . انفطار ، آيه 4 ؛ هنگامى كه خلايق از قبرها برانگيخته شوند
( 4 ) . عاديات ، آيه 9 ؛ ر . ك 113
( 5 ) . نازعات ، آيههاى 13 و 14 ؛ ر . ك : ص 97
( 6 ) . معارج ، آيههاى 3 و 4 ؛ ر . ك : ص 100
( 7 ) . مؤمن ، آيه 15 ؛ ر . ك : ص 35