( تناصر ) با اوهامى كه رنگى از حقيقت به خود ندارند . و شايد هم مطلب مورد سؤال در عبارت
« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ * ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ * بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ »
همين باشد .
از آنچه گذشت معناى روايات باب روشن مىگردد . از جمله رواياتى كه در تفسير قمّى در ذيل آيهء شريفه
« وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ »
از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه فرمود :
« هنگامى كه اين آيه
« وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ »
نازل گشت ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله درمورد آن استفسار شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : روحالامين ( جبرئيل ) خبرم داد كه آنگاه كه خداوند يكتا ( كه جز او خدايى نيست ) همهء خلايق را در روز حشر گرد آورد ، و اوّلين و آخرين را مجتمع ساخت ، جهنم را در حالى كه با هزار زمام ( لگام ) كشيده مىشود حاضر مىسازد : هر زمامى از آن را صد هزار ملائكه از فرشتگان غلاظ و شداد گرفتهاند . جهنم را چنان حركت و فرياد و غضبى است كه اگر خداوند ، خلايق را براى حساب نگاه نمىداشت ، همه از شدت آن اهوال به هلاكت مىرسيدند . سپس جهنم بر همه ، از برّ و فاجر ظاهر مىگردد [ گردنى از آن بيرون آيد كه بر همهء خلايق محيط شود ] . در اين حال ، خلقى از خلايق خدا باقى نخواهد ماند ؛ نه ملكى نه پيامبرى مگر آنكه گويد : بارالها به فريادم رس ! و تو اى پيامبر خداى مىگويى : [ اى پروردگار ] به فرياد امّت من رس ! به فرياد امت من رس !
سپس صراط را بر جهنم قرار دهند كه از موى باريكتر و از شمشير تيزتر است و بر روى آن سه پل است : بر يكى از آن سه پل امانت و رحم ( خويشاوندى ) است و بر ديگرى نماز و بر سومى [ عدل ] خداى جهانيان كه جز او خدايى نيست . در اين حال خلايق را مكلّف كنند كه از صراط بگذرند . پس امانت و رحم آنها را باز دارد كه اگر از آن نجات يابند ، نماز ايشان را نگه دارد و اگر از آن هم رهايى جستند ، پايان كار با خداوند عالميان است و اين معناى سخن خداست كه
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ »
. خلايق كه بر صراط مىلغزند با دست و پا مستمسكى مىجويند و ملائك در اطراف آن