يكسان و مرادف است ، بدينگونه كه اگر قضيهء لفظيه را در عقل فرض كنيم ، همان علم تصديقى است ؛ و اگر علم تصديقى را در قالب الفاظ درآورديم ، عيناً همان قضيه مىشود ، و اين يگانگى هم در معنا و مفهوم قضيه و تصديق است و هم در مصداق قضيه و علم تصديقى است . اما به نظر مىرسد اين سخن اشتباه بزرگى است ، و معمولًا گفتهاند اشتباه بزرگ هم مانند خود او بزرگ است .
براى اين كه تفاوت ميان ادراك تصديقى و قضيه ، كاملًا روشن و مدلل گردد ، نخست به تأمل در سخنان ابن سينا و صدرالدين شيرازى در اين موضوع مىپردازيم و سپس تفاوتى را كه اينان در روش انديشه پىريزى كردهاند با قاطعيت روش تحليلى خود براى علامه و ساير متفكران معاصر معلوم مىسازيم تا جاى هيچ شبهه و ترديدى باقى نماند كه تصديق غير از قضيه است . پيش از ورود به اين بحث ، تذكر اين نكته ضرورى به نظر مىرسد كه اساساً خلط ميان علم تصديقى و قضيه نه تنها براى دانشمندان به نامى همچون علامه دست داده ، بلكه اين اشتباه در نوشتهها و سخنرانىهاى معاصران دربارهء شناخت و فلسفهء علم [ يا معرفتشناسى ] رواج دارد .
و ، بالنتيجه ، نارسايى بنيادىاى در زيربناى انديشهء به اصطلاح جديد به وجود آورده و مع الوصف ، تاكنون كسى از مقامات ذىصلاحيت علمى و فلسفى به رفع اين بيمارى عمومى نينديشيده است . بر اساس همين اشتباه ناهنجار است كه معمولًا ديده مىشود ضوابط صدق و كذب قضايا با معيارهاى اعتبار علوم انسانى آميخته مىگردد و دانشجويان فلسفه را در تنگناهاى فكرى قرار مىدهد . از اين روى ، نگارنده لازم مىداند از اين فرصت استفاده كند و به خاطر خدمت به علم و راست انديشى اين مغالطه را روشن سازد و پردهء ابهام را از چهرهء اين واقعيت ناشناخته به يك سو افكند .
- 3 -
ابن سينا در كتاب نجات در موضع تصور و تصديق مىگويد :
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٦